Last Updated on: 10th مارس 2026, 12:39 ب.ظ

داریوش بی‌نیاز

سمت و سوی این نوشته در درجه نخست متوجه خواهران و برادران کرد ایرانی است که هم‌اکنون در قالب یک ائتلاف شش‌ضلعی گرد آمده‌اند. پیش‌تر در دو نوشته، دیدگاه‌های خود را به عنوان یک پادشاهی‌خواهِ پارلمانی درباره «ایرانیت و کردیت» و نیز «آمریکای ترامپ و مسئله اتنیکی» منتشر کرده‌ام. در نوشته نخست به جایگاه «کردیت» در چارچوب «ایرانیت» پرداختم و در نوشته دوم کوشیدم نشان دهم که آمریکا [و اسرائیل] به مسئله اقوام در کشورهای خاورمیانه چگونه می‌نگرند و چه نوع راه‌حل‌های دموکراتیکی را دنبال می‌کنند.

آمریکا خواهان یک حکومت مرکزی با حفظ تمامیت ارضی کشورهاست و کل طرح آمریکا بر همین پیش‌فرض استوار است. با این حال، دولت آمریکا به خوبی آگاه است که در طول دهه‌های گذشته، اقوام ساکن در بسیاری از کشورهای خاورمیانه به حاشیه رانده شده و عملاً از مشارکت سیاسی و اجتماعی در کشورهای متبوع خود محروم بوده‌اند. از نگاه اتاق‌های فکر آمریکایی، جذب سیاسی و اجتماعی اقوام در ساختار کلی نظام سیاسی هر کشور بر دو ستون اساسی استوار است:

۱) حقوق زبانی و فرهنگی،

۲) مشارکت سیاسی و اجتماعی.

تثبیت قانونی آموزش زبان مادری در مدارس، داشتن رسانه به زبان مادری و امکان برگزاری آیین‌ها و جشن‌های فرهنگی، رویکردی است که می‌تواند پاسخ‌گوی بخش نخست باشد. اما پرسش این است که مشارکت سیاسی و اجتماعی اقوام چگونه باید تحقق یابد؟ برای نمونه، کردها و بلوچ‌ها نه تنها در مناطق کردنشین یا بلوچ‌نشین می‌توانند از آموزش زبان مادری در کنار زبان رسمی برخوردار باشند، بلکه حتی جوامع کرد و بلوچ در شهرهایی مانند اصفهان یا تهران نیز می‌توانند خواستار برگزاری کلاس‌های آموزش زبان مادری در مدارس شوند.

اما مشارکت سیاسی و اجتماعی اقوام چگونه متحقق می‌شود؟ دولت آمریکا به خوبی آگاه است که مناطق اتنیکی در خاورمیانه معمولاً از نواحی نسبتاً خالص آغاز می‌شوند و هرچه به سوی مراکز شهری و استان‌های بزرگ‌تر پیش می‌رویم، به مناطق مختلط اتنیکی می‌رسند؛ مناطقی که در آنها اقوام گوناگون در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. درست به همین دلیل، و به سبب همین اختلاط جمعیتی، دولت آمریکا با هرگونه فدرالیسم یا خودمختاری قومی مخالف است، زیرا چنین الگوهایی می‌توانند به تنش‌های تازه مرزی و رقابت‌های خطرناک میان گروه‌های قومی دامن بزنند.

راه‌حلی که در این طرح پیشنهاد می‌شود، اتکا به صندوق رأی و گسترش مشارکت دموکراتیک در سطح محلی است. بر اساس این رویکرد، همه استان‌ها در کشورهایی مانند سوریه یا ایران می‌توانند استانداران، فرمانداران، بخشداران و شهرداران خود را از طریق انتخابات آزاد برگزینند و حکومت مرکزی مجاز نیست کارگزاران انتصابی خود را به این مناطق «صادر» کند. در چنین ساختاری، مدیریت محلی از دل جامعه همان منطقه برمی‌خیزد و شهروندان هر استان می‌توانند با رأی خود درباره اداره امور محلی تصمیم بگیرند، بی‌آنکه این روند به تجزیه ساختار سیاسی کشور یا ایجاد مرزهای قومی تازه بینجامد.

طبعاً در چنین شرایطی، در مناطقی که جمعیت کردنشین غالب است، افرادی از میان همان جامعه ــ با گرایش‌ها و تعلقات حزبی گوناگون ــ به مقام‌های محلی انتخاب خواهند شد؛ در حالی که در مناطق مختلطی مانند آذربایجان غربی، نتایج انتخابات می‌تواند ترکیب متفاوتی پیدا کند.

چنین رویکردی از یک سو به شکل‌گیری و تقویت احزاب محلی می‌انجامد که برای دستیابی به مقام‌ها و مسئولیت‌های محلی با یکدیگر رقابت می‌کنند؛ و از سوی دیگر، همین احزاب می‌توانند از طریق ائتلاف‌های گوناگون در سطح منطقه‌ای و ملی بر سیاست‌های کلان کشور نیز اثرگذار باشند.

به نظر من این طرح آمریکا کم‌هزینه‌ترین و دموکراتیک‌ترین راه‌حل است و می‌تواند راه هرگونه سوءاستفاده را ببندد. در عین حال باید تأکید کنم که آمریکا (و حتی اسرائیل) به هیچ عنوان به طرح دیگری تن نخواهند داد و با طرح‌های آزمایشی‌ای مانند «روژاوا» برخوردی سخت و منفی خواهند داشت؛ همان‌گونه که تجربه کردستان سوریه نیز نشان داده است.

اما پرسش این است: آیا شما به عنوان جبهه ائتلاف در این روند شانسی دارید؟ پاسخ من هم آری است و هم نه.

به گمان من، اگر شما به عنوان یک «جبهه» به این طرح آمریکا پاسخ مثبت بدهید، می‌توان تصور کرد که در آینده به عنوان احزاب سیاسی نقش پررنگی در مناطق کردنشین ایران ایفا خواهید کرد و در تثبیت دموکراسی در کشور سهمی مهم خواهید داشت. در غیر این صورت، یعنی اگر همچنان بر «خودمختاری» یا «فدرالیسم» تأکید کنید ــ گزینه‌هایی که آمریکا نمی‌پذیرد ــ آنگاه وارد مسیری پرسنگلاخ با پیامدهایی ناخوشایند خواهید شد.

صرف‌نظر از آن‌که مردم ایران در آینده از طریق رأی‌گیری کدام نظام سیاسی را برگزینند ــ پادشاهی یا جمهوری ــ به نظر می‌رسد این طرح برای مسئله اقوام در ایران همچنان پابرجا خواهد ماند. یک بار دیگر تأکید می‌کنم: ایران آینده، چه پادشاهی باشد و چه جمهوری، با چنین چارچوبی روبه‌رو خواهد بود.

امید آنکه در این مرحله حساس از تاریخ ایران، تصمیماتی اتخاذ کنید که در راستای منافع همه مردم ایران ــ به‌ویژه ایرانیان کرد ــ باشد.