Last Updated on: 6th مارس 2026, 06:33 ق.ظ

داریوش بی‌نیاز

نخستین پرسش ساده این است: آیا خطر تجزیه ایران را تهدید می‌کند؟

پاسخ یک «نه» قاطع است؛ به دو علت. علت نخست خود مردمان کرد، بلوچ و آذری و … هستند که خود را از هر ایرانی، ایرانی‌تر می‌دانند و علت دوم ایالات متحده آمریکا است. قصد من در اینجا توضیح علت دوم است؛ یعنی نقشی که ایالات متحده آمریکا در این موضوع دارد.

چرا من مدعی هستم که ایالات متحده آمریکا به هیچ‌وجه خواهان تجزیه ایران نیست و حتی با هرگونه خودمختاری و هرگونه فدرالیسم نیز سرسختانه مخالف است؟ در عین حال آمریکا از سوی دیگر شدیداً خواهان تحقق حقوق اتنیک‌ها (اقوام) است تا بتوانند مشارکت فعالی در زندگی سیاسی و اجتماعی کشور مربوطه ایفا کنند.

برای درک این موضوع باید ببینیم سیاست آمریکا در سوریه در برابر کردها چه بوده است. از این رو برای روشن شدن این نکته لازم است اندکی به موضوع کردهای سوریه بپردازم.

جنگ داخلی در سوریه از یک سو و تهاجمات شدید داعش از سوی دیگر، سرانجام منجر به شکل‌گیری یک جبهه متحد از کردها و دیگر نیروها گردید. این جبهه متحد در منطقه کردستان سوریه با نام «قوات سوریه دموکراتیک» (قسد) شکل نهایی خود را گرفت.

  1. قسد از این گروه‌ها تشکیل می‌شد:
  2. یگان‌های مدافع خلق / یگان‌های مدافع زنان
  3. تیپ ترکمن سلجوقی
  4. شورای نظامی مسیحی سریانی
  5. نیروهای صنادید (قبیله شمر)
  6. ارتش انقلابیون (جیش الثوار)

به دلیل وزن و بزرگی یگان‌های مدافع خلق و یگان‌های مدافع زنان (از این پس «یگان‌ها»)، عملاً رهبری به دست کردها افتاد. مظلوم عبدی نیز ریاست کل قسد را بر عهده گرفت.

قسد عملاً در کردستان سوریه قدرت را به دست گرفت و حتی بر منابع نفت و گاز نیز تسلط یافت. آنان یک واحد خودمختار (کردستان سوریه) به وجود آوردند که به «روژاوا» شهرت دارد.

کردها که اکثراً با ایدئولوژی «اوجالانیسم» تربیت یافته بودند، تلاششان این بود که کردستان سوریه را بر اساس آراء و نظرات عبدالله اوجالان سامان دهند. البته در این امر چندان موفق نبودند و روژاوا حتی در همان سال‌های آغازین خود با فساد اداری و مالی جدی روبه‌رو شد که در صورت لزوم در آینده به آن خواهم پرداخت.

از نظر دولت آمریکا (ترامپ)، کردها در جنگ با داعش نقش مهمی داشتند، اما آمریکا از سوی دیگر با پروژه «روژاوا» اساساً کنار نمی‌آمد؛ هرچند آن را تحمل می‌کرد.

با این حال آمریکایی‌ها از نظر اخلاقی خود را در برابر کردها مسئول می‌دانستند و همواره به دنبال یک طرح جامع برای مسئله کرد در سوریه بودند.

با روی کار آمدن احمد الشرع در سوریه و پشتیبانی آمریکا از او، برای نخستین بار یک نکته بنیادین در سیاست خارجی آمریکا در خصوص «مسئله کردها» آشکار شد: یک حکومت مرکزی برای سوریه، بدون خودمختاری یا هر شکلی از فدرالیسم.

در عین حال آمریکا نمی‌توانست حقوق کردها و دیگر اتنیک‌ها را نادیده بگیرد. بنابراین باید طرحی ارائه می‌داد که از یک سو زبان و فرهنگ آنان را حفظ کند و از سوی دیگر مشارکت سیاسی و اجتماعی آنان را تضمین نماید.

طرح آمریکا برای اتنیک‌ها (کردها، علوی‌ها و دروزی‌ها) بر پیش‌فرض «تمامیت ارضی» و وجود یک حکومت مرکزی استوار شده است.

در همین راستا آمریکا به عنوان میانجی میان حکومت مرکزی و قسد، «توافق‌نامه آتش‌بس و ادغام کامل کردهای سوریه» را تنظیم کرد و آن را در برابر حکومت مرکزی (احمد الشرع) و قسد (مظلوم عبدی) قرار داد.

پس از آنکه مظلوم عبدی و احمد الشرع این توافق‌نامه را امضا کردند، هواداران حفظ «روژاوا» که اغلب پیشینه پ.ک.ک داشتند، مخالفت قاطع خود را اعلام کردند.

بخش بزرگی از این مخالفت از سوی «یگان‌های مدافع زنان» به رهبری روهلات عفرین و الهام احمد (مسئول روابط خارجی) صورت گرفت. مظلوم عبدی شدیداً زیر فشار قرار گرفت و توافق‌نامه را نقض کرد و به جناح «روژاوا‌خواهان» پیوست.

این نقض پیمان باعث یک سلسله تحولات در قسد شد. نیروهای غیرکرد قسد، یعنی:

تیپ ترکمن سلجوقی

شورای نظامی مسیحی سریانی

نیروهای صنادید (قبیله شمر)

ارتش انقلابیون (جیش الثوار)

به دلیل همین نقض پیمان، عملاً از قسد خارج شدند. در نتیجه تنها یگان‌های مدافع خلق و یگان‌های مدافع زنان باقی ماندند.

به دنبال این تحولات، در تاریخ ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶ (یکشنبه)، نشستی پنج‌ساعته با حضور احمد الشرع، مرهف ابوقصر (وزیر دفاع)، اسعد الشیبانی (وزیر خارجه)، حسین السلامه (رئیس سازمان اطلاعات سوریه)، هیئتی آمریکایی به ریاست تام باراک و هیئت قسد به ریاست مظلوم عبدی برگزار شد.

مظلوم عبدی که شدیداً تحت فشار یاران خود بود، تلاش کرد عقب‌نشینی خود را توجیه کند و بهانه‌هایی غیرقابل قبول مطرح کرد. این مسئله باعث شد تام باراک به‌صورت نمایشی جلسه را ترک کند.

پس از این جلسه جنگ میان حکومت مرکزی سوریه (با کمک نیروهای ترکیه) و نیروهای کرد آغاز شد. نیروهای کرد بسیاری از مناطق را از دست دادند و به حسکه و قامشلو عقب‌نشینی کردند.

در آن زمان نیروهای کرد حدود ۱۵ هزار نفر بودند.

پس از این عقب‌نشینی ناگهان از سوی آمریکا فرمان توقف جنگ صادر شد تا سربازان آمریکایی بتوانند زندانیان داعش و خانواده‌های آنان را به عراق منتقل کنند. هم‌زمان به کردها گفته شد در این دو هفته که انتقال زندانیان انجام می‌شود، باید میان صلح یا جنگ تصمیم بگیرند. کردها جنگ را انتخاب کردند و بسیج عمومی اعلام کردند. تصور «یگان‌ها» این بود که حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار جوان کرد به آنان خواهند پیوست.

اما برخلاف تصور آنان، تنها حدود چهار هزار نفر ــ عمدتاً نوجوانان و افراد مسن ــ داوطلب شدند.

پاسخ منفی جوانان کرد به فراخوان «روژاوا» ضربه‌ای سنگین بود، آن‌چنان سنگین که رهبران کرد دوباره به میز مذاکره بازگشتند و همان قرارداد پیشین را امضا کردند.

طرح آمریکا برای اتنیک‌ها

ایالات متحده آمریکا هیچ‌گاه سند رسمی‌ای منتشر نکرده که دیدگاه نهایی آن کشور درباره مسئله اتنیک‌ها را بیان کند. با این حال الگوی سوریه نشان می‌دهد دولت کنونی آمریکا چگونه این مشکل را حل کرده و بر اساس چه اصولی حرکت می‌کند.

اصل نخست برای آمریکا، به رسمیت شناختن تمامیت ارضی کشور مربوطه است.

اما ایالات متحده از دو راه‌حل دیگر نیز به‌شدت پرهیز می‌کند:

خودمختاری (مانند اقلیم کردستان عراق)

فدرالیسم (چه قومی و چه استانی)

از نگاه آمریکا بدترین نمونه حکمرانی، اقلیم خودمختار کردستان عراق است. این منطقه کوچک عملاً دو دولت دارد که میان دو خاندان یا قبیله بارزانی (در اربیل) و طالبانی (در سلیمانیه) تقسیم شده است.

میان سال‌های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷ جنگی خونین میان این دو قبیله رخ داد که بیش از ۸۰۰۰ کشته برجای گذاشت. از سوی دیگر اقلیم کردستان یکی از فاسدترین حکومت‌ها در جهان محسوب می‌شود.

این تجربه به آمریکا نشان داد که به دلیل ساختارهای قبیله‌ای در جامعه کرد، مدل خودمختاری می‌تواند فسادزا و ناکارآمد باشد.

از سوی دیگر آمریکایی‌ها تحلیل دقیقی از ساختارهای جمعیتی در مناطق اتنیکی دارند. آنان متوجه شدند که در خاورمیانه هم مناطق تقریباً خالص قومی وجود دارد و هم مناطق مختلط قومی. این واقعیت‌ها مبنای طراحی سیاست آمریکا برای حل این مسئله قرار گرفت، بدون آنکه به الگوهای خودمختاری یا فدرالیسم متوسل شوند.

نیازهای اصلی اتنیک‌ها چیست؟

  • حقوق زبانی و فرهنگی
  • مشارکت سیاسی و اجتماعی

آمریکا تلاش کرده بدون استفاده از مدل‌های خودمختاری یا فدرالیسم این نیازها را برآورده کند. برای مثال در سوریه زبان کردی به رسمیت شناخته شد و قرار شد زیر نظر وزارت آموزش حکومت مرکزی، برنامه آموزش زبان کردی در مدارس تدوین شود. همچنین عید نوروز نیز به عنوان تعطیل عمومی در سراسر سوریه به رسمیت شناخته شد و سایر آیین‌های فرهنگی نیز آزاد اعلام شدند.

اما مسئله مهم‌تر، مشارکت سیاسی و اجتماعی است.

از نظر آمریکا اعضای هر اتنیک در درجه نخست شهروند کشور خود هستند و سپس کرد، لر، بلوچ، علوی یا دروزی.

هر شهروند حق تعیین سرنوشت دارد و این حق از طریق رأی او تحقق می‌یابد.

بنابراین شالوده طرح آمریکا بر مفهوم «شهروندی» و «حق رأی» استوار است.

در حکومت‌های مرکزگرا، شهروندان مناطق اتنیکی معمولاً نقشی در ساختار اداری ندارند. استانداران، فرمانداران، شهرداران و فرماندهان نظامی اغلب از سوی حکومت مرکزی منصوب می‌شوند. آمریکا این مرکزگرایی مطلق را ریشه اصلی نابرابری دانسته است. بنابراین اصل دوم طرح آمریکا این است که:

استانداران، فرمانداران و شهرداران از طریق انتخابات محلی انتخاب شوند، نه از سوی دولت مرکزی.

این فرمول مشکل مناطق مختلط قومی را نیز حل می‌کند، زیرا صندوق رأی ترکیب جمعیتی مناطق را منعکس می‌کند.

به این ترتیب حکومت مرکزی همچنان برقرار می‌ماند، اما از طریق انتخابات محلی مشارکت سیاسی و اجتماعی شهروندان تضمین می‌شود.

در این شرایط مقامات محلی دیگر «صادراتی» نخواهند بود، بلکه منتخب شهروندان همان منطقه خواهند بود. بدین ترتیب شهروندان محلی ــ از هر قوم یا مذهب ــ به تدریج وارد ساختار اداری و دیوانسالاری کشور می‌شوند. بدیهی است تحقق چنین مدلی نیازمند وجود احزاب سیاسی است تا بتوانند در سطوح محلی و ملی در رقابت‌های سیاسی شرکت کنند.

به نظر می‌رسد آمریکا ترجیح می‌دهد همین مدل در ایران آینده نیز به کار بسته شود، زیرا:

  • تمامیت ارضی ایران را حفظ می‌کند،
  • آموزش زبان مادری در مدارس اجرایی می‌شود،
  • مشارکت سیاسی و اجتماعی اقوام تضمین می‌شود،
  • و همه افراد را پیش از هر چیز به «شهروند» تبدیل می‌شوند.

من شخصاً از این مدل دفاع می‌کنم و آن را دموکراتیک‌ترین مدل برای ایران آینده می‌دانم و براین نظرم که شاید بهتر باشد همه جریان های سیاسی، چه در سطح ملی و چه محلی، از این طرح پشتیبانی کنند تا بتوانیم در این شرایط حساس هزینه ها را به حداقل برسانیم.