مروری کوتاه بر سرگذشت مجاهدین خلق در دیاسپورا
داریوش بینیاز
(خواننده گرامی، این گزارش در اصل بسیار طولانی است ولی برای این که حوصله خواننده اینترنتی سر نرود، تا آن جا که ممکن بوده کوتاهش کردم)
سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک سازمان تروریستی-اسلامی شدیداً مورد حمایت احزاب چپگرا در آمریکا و اروپا بود و هنوز هم هست. این سازمان تروریستی در ایران، هم دست به ترور ایرانیان زد و هم آمریکاییها را ترور کرد. موضوع این نوشته ولی درباره گذشته دور این سازمان تروریستی نیست بلکه زندگی سیاسی آن را در دوران پسا-صدام زیر ذرهبین قرار میدهد.
سازمان مجاهدین خلق تا سال 2009 از سوی اتحادیه اروپا و تا سال 2012 در ایالات متحد آمریکا در لیست سازمانهای تروریستی قرار داشت.
این سازمان با صرف هزینههای بسیار هنگفت در اروپا توانست در سال 2009 توسط اتحادیه اروپا از لیست تروریستی خارج شود. مهمترین احزابی که باعث این رویکرد اتحادیه اروپا شدند احزاب چپ (Die Linke) و سبزها (Bündnis 90/Die Grünen) در آلمان بودند. کسانی که با دل و جان تلاش کردند که این سازمان تروریستی از لیست تروریستی خارج شود، فولکر بک (Volker Beck) از حزب سبزها، اولا یلپکه (Ulla Jelpke) از حزب چپ، سویم داغدلن (Sevim Dağdelen) از حزب چپ و کلودیا روت (Glaudia Roth) از رهبران وقت حزب سبزها بودند.
سه سال بعد نیز در آمریکا این سازمان تروریستی از لیست تروریستی خارج شد. ولی دلایل آمریکا متفاوت بود و اساساً جنبه امنیتی-سیاسی داشت تا لابیگری ناب مانند اتحادیه اروپا.
شرط صریح و اصلی وزارت خارجه آمریکا برای حذف نام سازمان از فهرست تروریستی، تخلیه کامل و مسالمتآمیز کمپ اشرف (پایگاه اصلی و تاریخی سازمان در استان دیالی عراق) و انتقال کلیه نیروهای آن به کمپ ترانزیت لیبرتی (نزدیک بغداد) بود تا از آنجا تحت نظارت سازمان ملل متحد به کشورهای ثالث منتقل شوند.
علت این تصمیم این بود که دولت آمریکا و سازمان ملل متحد نگران درگیرهای خونین میان نیروهای امنیتی عراق (تحت مدیریت دولت نوری مالکی متحد نزدیک ایران) و ساکنان اشرف بودند. وقتی خروج سازمان مجاهدین خلق از پایگاه اشرف متحقق شد، هیلاری کلینتون – وزیر خارجه آمریکا در دوره اوباما- تصمیم گرفت این سازمان را از فهرست تروریستها خارج کند. ولی این حذف از لیست تروریستها یک چک سفید نبود. وزارت امور خارجه آمریکا تأکید کرد که سابقه اقدامات گذشته و اعمال این گروه را فراموش نکرده و رفتارهای بعدی آن را زیر نظر خواهد داشت. ترجمه این جمله به زبان غیردیپلماتیک این است: شما از نظر ما هنوز تروریست هستید و هر وقت دوست داشتیم از این ابزار استفاده خواهیم کرد.
پس از خروج سازمان مجاهدین خلق از فهرست تروریستها در اروپا و آمریکا، فعالیتهای علنی و لابیگریهایش چندصد درصد افزایش یافت.
سازمان مجاهدین خلق به جای حضور با نام «ارتش آزادیبخش» یا «سازمان مجاهدین خلق»، عمدتاً در قالب «شورای ملی مقاومت» و دهها انجمن پوششی (مانند انجمنهای حقوق بشری، متخصصان یا دانشجویان مقیم اروپا) فعالیتهای خود را گسترش داد. این شبکه از چندین روش رسمی و حرفهای برای لابیگری بهره میبرد:
استخدام شرکتهای روابط عمومی (PR) و لابیگری. این سازمان در پایتختهای اروپایی به ویژه بروکسل به عنوان مرکز اتحادیه اروپا، پاریس و برلین، با شرکتها و مشاوران حرفهای سیاسی و حقوقی قرارداد میبندد تا دیدارهای پارلمانی، کنفرانسهای خبری و پوشش رسانهای ترتیب دهند.
- پرداخت حقالزحمه سخنرانی (Speaking Fees): یکی از شناختهترین روشهای این سازمان برای جلب حمایت سیاستمداران سابق و نمایندگان پارلمان در اروپا و آمریکا، دعوت از آنها برای سخنرانی در همایشهای سالانه (مانند گردهماییهای پاریس یا اشرف ۳ در آلبانی) و پرداخت مبالغ هنگفت تحت عنوان «هزینه سخنرانی» و سفر است.
- تشکیل کمیتههای پارلمانی: سازمان توانسته در پارلمان اروپایی (بروکسل)، بوندستاگ (آلمان) و مجلس ملی فرانسه گروهی تحت عنوان «کمیتههای پارلمانی برای ایران دموکراتیک» ایجاد کند تا بیانیههای حمایتی به نفع این گروه صادر کنند.
اهداف سازمان از فعالیتهای لابیگری در غرب
سازمان مجاهدین خلق میداند که گذشتهای بسیار تاریک دارد و از منظر جهانِ لیبرال-دموکرات غرب یک جریان مشکوک است. به همین دلیل، فعالیتهای لابیگری این سازمان در اروپا و آمریکا در صدر همه فعالیتهایش قرار دارد و اهداف زیر را دنبال میکند:
- مشروعیتبخشی سیاسی: پاک کردن سابقه تروریستی گذشته و معرفی خود به عنوان یک جنبش سکولار و دموکراتیک.
- بلوکه کردن دیگر جریانهای اپوزیسیون: مانع شدن از این که دولتها یا رسانههای غربی، چهرههایی مانند شاهزاده رضا پهلوی یا سایر گروههای دموکراتیک را به عنوان رهبران اپوزیسیون به رسمیت بشناسند.
- تأثیرگذاری بر سیاست خارجی اروپا: فشار بر دولتهای اروپایی برای اتخاذ مواضع سختگیرانهتر علیه تهران و گنجاندن سپاه پاسداران در لیست تروریستی تا بدین وسیله برای خود اعتبار کسب نماید.
البته ارزیابی تحلیلگران غربی و ادارات امنیتی کشورهای اروپایی کاملاً چیز دیگری است. اگرچه این کشورها اجازه میدهند که سازمان مجاهدین خلق دست به لابیگری بزند و بتواند دسترسی رسانهای گستردهای داشته باشد یا حتا وارد پارلمانهای کشورهای اروپایی شود ولی همه این تحلیلگران و مقامات امنیتی میدانند که این سازمان نتوانسته – و نمیتواند- مشروعیت یا محبوبیت مردمی داشته باشد، چه در میان ایرانیان داخل و چه دیاسپورای ایرانی.
چهرههای سرشناس مرتبط با مجاهدین و یادداشتهای سفارشی
بسیاری از مقالاتی که در رسانههای اروپایی (از جمله رسانههای بلژیک مانند Brussels Signal ، رسانههای فرانسوی، آلمانی یا ایتالیایی) علیه شاهزاده رضا پهلوی منتشر میشوند، توسط سیاستماران سابق اروپایی نوشته شدهاند که سالهاست روابط رسمی و مالی شفافی با سازمان مجاهدین خلق دارند. برای نمونه:
- استروئن استیونسون (Struan Stevenson): نماینده اسبق اسکاتلندی در پارلمان اروپا که رسماً سالهاست کارمند یا همکار ارشد کمیتههای تحت حمایت مجاهدین خلق است. یادداشتهای متعدد او در رسانههای اروپایی درباره «رد ادعای رهبری پهلوی» و «عدم مشروعیت دموکراتیک او» مستقیماً ادبیات شورای ملی مقاومت را منعکس میکنند.
- آلخو ویدال-کواراس (Alejo Vidal-Quadras): نایبرئیس سابق پارلمان اروپا و رئیس «کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت (ISJ)» — کمیتهای در بروکسل که تأمین مالی و پشتیبانی آن توسط مجاهدین خلق کاملاً ثبتشده است. او نیز بارها مقالاتی منتشر کرده و به سیاستمداران اروپایی هشدار داده که رضا پهلوی را بهعنوان جایگزین نپذیرند.
- سایر سیاستمداران و تحلیلگران حامی مجاهدین: افرادی چون جان برکو (رئیس سابق پارلمان بریتانیا)، پائولو کازاکا (از پرتغال) و برخی نمایندگان سابق آلمانی و فرانسوی که بهطور مرتب توسط شرکتهای لابیگری مرتبط با مجاهدین برای نگارش یادداشتهای تحلیلی یا اظهارنظر در رسانهها بهکار گرفته میشوند.
لشکرکشی سازمان مجاهدین علیه شاهزاده رضا پهلوی
سازمان مجاهدین خلق یک کارزار رسانهای بسیار گسترده علیه شاهزاده رضا پهلوی به راه انداخته که سدها هزار یورو برای آن هزینه کرده است. محورهای اصلی این مقالات که در رسانههای گوناگون کشورهای فرانسه، بلژیک، آلمان و ایتالیا منتشر میشوند اینها هستند:
- تخریب مشروعیت: القای این که شاهزاده رضا پهلوی سالهاست در خارج زندگی کرده و هیچ تشکیلات، حزب یا پلتفرم اجرایی مشخصی برای اداره آینده کشور ایران ندارد.
- یادآوری میراث ساواک: برجستهسازی اقدامات حکومت پهلوی اول و دوم برای ایجاد بازدارندگی ذهنی در میان افکار عمومی اروپا که نسبت به حقوق بشر حساس هستند.
- معرفی مجاهدین خلق به عنوان تنها جایگزین: ادعای این که تنها سازمان دارای ارتش، شبکه داخل کشور، انضباط ساختاری و برنامه دموکراتیک (برنامه ده مادهای مریم رجوی)، شورای ملی مقاومت است.
کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت (International Committee in Search of Justice – ISJ).
یکی از کلیدیترین و ساختاریافتهترین نهادهای لابیگری غیررسمی مرتبط با سازمان مجاهدین خلق یا «شورای ملی مقاومت» در بروکسل و اتحادیه اروپا همین ISJ است.
این نهاد اگرچه خود را یک سازمان غیردولتی (NGO) مستقل حقوق بشری معرفی میکند ولی در عمل به عنوان بازوی دیپلماتیک و رسانهای سازمان مجاهدین خلق در نهادهای اروپایی عمل میکند.
این «کمیته» در سال 2008 توسط گروهی از نمایندگان وقت و سابق پارلمان اروپا شکل گرفت. هدف اولیه آن، لابیگری برای خروج سازمان مجاهدین خلق از لیست تروریستی اتحادیه اروپا و لغو محدودیتهای حقوقی علیه این سازمان بود.
برای اعتباربخشی بینالمللی، ریاست و چهرههای اصلی این کمیته همگی از نمایندگان سابق پارلمان اروپا انتخاب شدهاند، مانند:
- آلخو ویدال-کواراس (Alejo Vidal-Quadras): نایبرئیس سابق پارلمان اروپا از اسپانیا که رئیس رسمی ISJ است.
- استروئن استیونسون (Struan Stevenson): نماینده اسبق اسکاتلندی در پارلمان اروپا که مسئولیت کمیته آزادیهای سیاسی را در ISJ بر عهده دارد.
- پائولو کازاکا (Paulo Casaca): نماینده سابق پارلمان اروپا از پرتغال.
- جولیو ترزی (Giulio Terzi): وزیر امور خارجه سابق ایتالیا.
هزینههای اداری، اجاره دفتر در بروکسل (در نزدیکی نهادهای اتحادیه اروپا)، برگزاری کنفرانسها، انتشار کتابها و بولتنها و پرداخت هزینههای سفر و حقالزحمهها تماماً از طریق شبکه مالی مرتبط با شورای ملی مقاومت تأمین میشود. در این جا یک هماهنگی محتوایی تمام و کمال نیز با مواضع مجاهدین خلق وجود دارد. تمام گزارشها، بیانیهها و موضعگیریهای ISJ کاملاً منطبق با خطمشیِ سیاسی مریم رجوی و سازمان مجاهدین خلق است. در واقع متنِ بیانیهها و گزارشهای تحلیلی توسط کادرهای رسانهای و حقوقی مجاهدین آماده شده و با نام و اعتبار این نمایندگان سابق منتشر میشود.
نقش و وظایف اصلی ISJ در لابیگری اروپایی
- دسترسی به نمایندگان پارلمان اروپا: از آنجا که اعضای هیئترئیسه ISJ خود نمایندگان سابق پارلمان اروپا بودهاند، کارتهای ورود دائمی به راهروها، کمیتهها و نمایندگان فعال پارلمان اروپا را در اختیار دارند. آنها جلسات استماع، کنفرانسهای مطبوعاتی و دیدارهای دوجانبه برای پیگیری اهداف مجاهدین را تنظیم میکنند.
- تولید گزارشهای سفید (White Papers) و مقالات سفارشی (Op-Eds): ISJ بهطور منظم گزارشهای تحلیلی، کتاب و بیانیههای مطبوعاتی درباره ایران منتشر میکند. در یک سال گذشته که شاهزاده رضا پهلوی و پشتیبانی از او در میان ایرانیان شدت و گسترش یافت، تخریب چهره او به وظیفه اصلی سازمان مجاهدین خلق در رسانههای اروپایی شده است.
همان طور که بالا اشاره کردم حداکثر تلاشم را کردم تا این نوشته بیش از حد طولانی نشود و برای خواننده اینترنتی قابل خواندن باشد. به عنوان یک تحلیلگر باید بگویم که آینده برای این سازمان تروریستی چندان خوب نیست. زیرا این سازمان ادامه و میراثخوار همان سازمان تروریستی است که دست به قتل آمریکاییها زده بود و دولت آمریکا هنوز میتواند این سازمان را به میز محاکمه بکشاند، همانگونه که وزارت خارجه آمریکا این نکته را در سال 2012 تصریح کرده بود. من برای این سازمان تروریستی آینده تاریکی در دیاسپورا پیشبینی میکنم.


