داریوش بینیاز
گهگاهی از سوی دوستان اسرائیلی و ایرانیام مورد خطاب (در واقع انتقاد) قرار میگیرم که چرا من از نتانیاهو پشتیبانی معنوی میکنم. البته این دوستان اکثراً در فضای چپگرایی تربیت شدهاند ولی به دلیل دوستی و رفاقت طولانی در حوزههای دیگر مانند ادبیات و هنر یا چیزهای دیگر، روابطمان همچنان برقرار است و از هر دو سو مایل نبودیم که این رابطه به دلایل اختلافات سیاسی (حتا شدید) از هم بگسلد. این نوشته هم پاسخی کتبی به این دوستان است و هم به کسانی که از دور مرا میشناسند و شاید این پرسش برایشان پیش آمده باشد.
من یک صیونیست سیاسی هستم. تعریف صیونیست سیاسی هم عجیب و غریب نیست. صیونیست سیاسی کسی است که معتقد است یهودی ها میتوانند و باید در سرزمین نیاکان خود کشوری مستقل داشته باشند، حق زندگی دارند و هیچ کس نباید مانع از این حق بشود. به این نگاه میگویند صیونیست سیاسی که بنیانگذار آن تئودور هرتسل بود که بنده ارادت خاصی نسبت به او دارم. در این میان یک عده یهودی هستند که مخالف سرسختِ صیونیست سیاسی و هرتسل بودند (و هستند) و منتظر ماشیح (مسیح / منجی) بودند تا آنها را سوار بر ابری کند و از تبعید / دیاسپورا به سرزمین موعود انتقال بدهد (به آنها میگویند صیونیست مذهبی). من به عنوان یک ایرانی و صیونیست سیاسی همان قدر که از ایدئولوژی شیعه متنفرم از صیونیسم مذهبی هم متنفرم. اینها، همانهایی هستند – حسیدها و حریدیها- که عکسهای هرتسل را گُهمالی میکردند و رکیکترین دشنامها را بر در و دیوارهای کشورهای اروپایی (بویژه لهستان و روسیه) مینوشتند و او را کافر میدانستند. همین بیشعورها و الدنگها با آغوش باز از احمدینژاد در آمریکا استقبال کردند. همینها بودند که دهها سال میگفتند رفتن به اسرائیل گناه است ولی حالا مانند یک گله بزرگ زامبی به اسرائیل سرازیر شدند و درصدد اشغال این کشور سکولار هستند و نه تنها حاضر نیستند علیه دشمنان اسرائیل بجنگند بلکه با تمام نیرو علیه اسرائیل سکولار نیز مبارزه میکنند. باری، بنده به عنوان یک شهروند آلمانی-ایرانی از این گروه متعصب همان اندازه متنفر هستم که از فرقه اشغالگر شیعه در ایران.
ولی من در مرتبه نخست یک ایرانگرای ناب هستم. تنها معیارم در زندگی سیاسی ام، ایران است و دیگر هیچ. همه چیز را با منافع ایران و مردم ایران میسنجم، معیار دیگری در زندگی سیاسی ام ندارم. به اصطلاح، پرسپکتیو سیاسیِ من ایران و منافع آن است. اگر در حال حاضر از ترامپ و نتانیاهو پشتیبانی معنوی میکنم دلیلاش این است که علیه فرقه شیعه اشغالگر مبارزه میکنند و میجنگند وگرنه من عاشق چشم و ابروی هیچ کس نیستم. من حتا همین جمله را در ملاقات کوتاهی که با شاهزاده رضا پهلوی در فرانسه داشتیم، گفتم. گفتم که من و همه کسانی که در اینجا هستند – یعنی خود شاهزاده هم- باید در خدمت ایران باشیم. بالاترین چیز ایران است و دیگر هیچ. به سخن دیگر، من از شاهزاده رضا پهلوی حمایت میکنم چون میدانم در جهت منافع ایران گام برمیدارد، نه برای این که صرفاً پسر محمدرضا شاه فقید یا نوه رضا شاه بزرگ است. به نظر من کسانی که ادای «جهانوطنی» را در میآورند دروغگوترین انسانهای روی زمین هستند. چرا؟ چون هیچ انسانی نمیتواند در یک لحظه در دو عروسی (یا دو مکان) برقصد. اصلاً چیزی به نام جهانوطنی وجود ندارد، این واژهای است که کمونیستها (پرولتاریای سراسر جهان متحد شوید) و مسلمانان (امت اسلامی) اختراع کردهاند تا نه منافع ملی بلکه منافع گروهی و حزبی خود را پیش ببرند.
در حال حاضر هر کس که در جهتِ مبارزه و جنگ علیه فرقه اشغالگر شیعه در ایران وارد گود شود، مورد حمایت معنوی من است ولی به محض این که «دوست امروزی» نوک پیکان خود را علیه منافع ایران بگیرد، برای من به یک دشمن تبدیل میگردد. همچنین در حال حاضر شاهزاده رضا پهلوی نمادِ وحدت ملی علیه رژیم اشغالگر شیعه است، به همین دلیل اگر کسی او را تخریب کند – تخریب با انتقاد فرق میکند- از نظر من دشمن ایران است و منافع ملت ایران را زیر پا میگذارد.


