Last Updated on: 30th سپتامبر 2026, 10:24 ق.ظ
داریوش بینیاز
جنگِ جمهوری اسلامی و آمریکا-اسرائیل مدت نسبتاً درازی است که از نظر نظامی-سختافزاری وارد مرحله نهایی شده است. ولی چرا آمریکا-اسرائیل در چند ماه پیش «کار را تمام نکردند»؟
جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه عملاً از نظر نظامی شکست خورد و زمینگیر شد و آمریکا-اسرائیل میتوانستند جسدِ نیمهجان این هیولا را به سرای فانی بفرستند. ولی چنین نکردند و همین باعث استرس شدید مردم ایران گردید.
علیرغم این که ترامپ به ظاهر «کار خودش را میکند» و اهمیت چندانی به دیگر کشورها نمیدهد ولی چنین نیست. او به عنوان رئیس جمهور ایالات متحد آمریکا – چه دوست داشته باشد و چه دوست نداشته باشد- دارای یک سلسله تعهدات بینالمللی است. ترامپ برخلاف ظاهر و گفتارش، تا کنون به تعهدات بینالمللیاش مقید بوده است. و درست همین نکته است که ترامپ را مجبور کرد تا پس از جنگِ ۴۰ روزه کار جمهوری اسلامی را یکسره نکند.
جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه از نظر نظامی عملاً برهنه شده بود و تنها چیزی که برایش باقی ماند فقط موشکهایش بود: نه نیروی دریایی، نه نیروی هوایی، کلاً نه نیروی آفندی و نیروی پدافندی قابل اتکا. اگر بپذیریم که جمهوری اسلامی به جز موشک چیز دیگر ندارد، باز این پرسش طرح میشود که چرا آمریکا-اسرائیل همان زمان بساط این تروریستهای شیعه را جمع نکردند.
پیش از پاسخ به این پرسش ابتدا ببینیم که جمهوری اسلامی چند شهرک یا پایگاه زیرزمینی موشکی دارد. طبق گزارش کارشناسان نظامی – که مبتنی بر دادههای ماهوارههاست- جمهوری اسلامی حدود ۳۰ تا ۳۵ پایگاه و تأسیسات زیرزمینی دارد که در شهرهای شاهرود، خجیر، بیدگنه، تبریز، کرمانشاه، شیراز و خرمآباد و شهرهای ساحلیِ جنوب ایران قرار دارند. ماهوارههای آمریکا توانستهاند نه تنها این پایگاهها را شناسایی کنند بلکه توانستهاند یک نقشه کامل از ورودی-خروجیهای این پایگاهها را به دست بیاورند. داشتن دادههای دقیق برای ورودی-خروجیهای این پایگاهها از اهمیت حیاتی برخوردار است. به ویژه تشخیص این که کدام دهانهها واقعی و کدام برای رد گم کردن (فیک) هستند. البته جمهوری اسلامی بخش کوچکی از موشکهایش را به صورت تکی (روی پرتابگرها) در سراسر کشور در مدارس، مزارع، سیلوهای متروک یا اطراف جادهها پخش کرده است که طبعاً تعداد آنها نسبت به موشکهای درون پایگاهها بسیار کمتر است و دارای اهمیت آفندی نیستند بلکه در حکم «مگسهای آزاردهند» عمل میکنند. باری، پایگاهها و تأسیسات زیرزمینی جمهوری اسلامی (۳۰ تا ۳۵ فقره) حدوداً دارای ۵۰۰ الی ۶۰۰ دهانه فعال و واقعی هستند که پرتابگرهای آماده شده در در داخلِ پایگاه از آنجا خارج میشوند و اهداف را مورد حمله قرار میدهند. بار دیگر تأکید میکنم که آمریکا-اسرائیل از نظر نظامی نسبتاً راحت میتوانستند این ۳۰ پایگاه را «زندهبهگور» کنند ولی نکردند. چرا؟
چرایی این نکته در آماده نبودن شرایط «نرمافزاری» بود یعنی آمریکا نتوانسته بود توافقِ نظر (اجماع) جهانی را برای تغییر رژیم ایران به دست بیاورد: از یک سو کشورهای حوزه خلیج فارس و از سوی دیگر کشورهای اروپایی دو مانع اصلی در رسیدن به این توافقنظر یا اجماع جهانی بودند. نقش اصلی در جبهه مخالفِ «تغییر رژیم» ایران را «بریتانیا» به عهده داشت و به ترمزی در این راه عمل میکرد. با فشارهای بسیار زیاد ترامپ بر بریتانیا – هم روی متحدانِ بریتانیا و هم روی منابع مالی آن و غیره- سرانجام بریتانیا «به راه راست هدایت شد» و به جبهه تغییر رژیم پیوست. به دنبال آن، فرانسه و آلمان و دیگر کشورها نیز تغییر رژیم در ایران را پذیرفتند.
ترامپ سرانجام توانست «اجماع جهانی» را برای تغییر رژیم در ایران به دست بیاورد و درست همین نکته است که باعث شده فرماندهان سپاه پاسداران که فرمان کشتیِ ورشکستهی حکومت اسلامی را در دست دارند دچار هراس و هذیانگویی بشوند. سپاه پاسداران میداند که هم اکنون رویکردِ آمریکا-اسرائیل یعنی تغییر رژیم در ایران مورد پشتیبانی اکثریت کشورهای خلیج فارس و اروپا قرار گرفته و روزهای آخرش به شمارش افتاده است.
سپاه پاسداران چه خواهد کرد؟
عملاً هیچ کار نجاتبخشی نمیتوانند بکند! ولی میتواند اندکی زمان را «عقب جلو» ببرد و نه بیشتر. سپاه پاسداران دو امکان در برابر خود دارد: یا اقدام پیشدستانه کند یا منتظر بماند که آمریکا-اسرائیل در بهترین زمان ممکنه عملیات خود را آغاز کنند. در حالت دوم سپاه پاسداران در کوتاهترین زمان ممکن تسلیم خواهد شد ولی در حال نخست یعنی «اقدام پیشدستانه» میتواند احتمالاً اندکی بر زمان عمر خود بیفزایند. این حداکثر کاری است که «سپاه» میتواند انجام بدهد.
«سپاه» به خوبی میداند که در یک حمله فشرده ۴۸ ساعته همه دهانههای واقعی پایگاههای موشکیاش نابود خواهند شد و تنها ابزار آفندیاش یعنی موشک را از دست خواهد داد (و دیگر هیچ ابزار آفندی نخواهد داشت). فقط مجموع هواپیماهای جنگی امارات متحده عربی و عربستان از تعداد دهانههای شهرهای موشکی سپاه پاسداران هم فراتر میروند. به هر رو، به راحتی میتوان – با کمک سوخترسانها- ۴۸ ساعت بدون وقفه دهانهها را مورد حمله قرار داد و همه شهرهای موشکی سپاه را «زنده به گور» کرد. پس از آن تنها چیزی که برای سپاه پاسداران میماند، عدهای بسیجی تفنگ به دست در خیابانها خواهد بود و دیگر هیچ!
ما هم اکنون وارد آخرین مرحله جنگی شدهایم که ۴۸ سال پیش جمهوری اسلامی آن را علیه اسرائیل و آمریکا اعلام کرده بود. مرحله نهایی جنگ در واقع پیچیدگیاش نه از جنبه سختافزاری بلکه از جنبه نرمافزاری یعنی قانع کردن جهان برای یک تغییر رژیم در ایران بود. به نظر من تا این نقطه زمانی، ترامپ و نتانیاهو توانستند – علیرغم برخی زیگزاگهای دردسرساز- از عهده وظایف خود به خوبی برآمدهاند و به احتمال زیاد خواهند توانست مرحله آخر را به سرانجام برسانند. این که آیا سپاه پاسداران پیش از آغاز این مرحله نهایی خود را تسلیم کند، این هم می تواند ممکن باشد ولی از نظر نظامی هیچ شانسی ندارد.


