Last Updated on: 22nd فوریه 2026, 11:43 ق.ظ
برای زبان های مادری [به جز زبان همگانی فارسی] در آینده چه برنامه ای هست؟ متن زیر از «مانیفست پادشاهی پارلمانی» گروه «همای 84» استخراج شده است.
******
[برگرفته از «مانیفست پادشاهی پارلمانی / گروه «همای 2584»]
زبانها به مثابه میراث فرهنگی
زبانها و گویشها جزو میراث فرهنگی ناملموس طبقهبندی شدهاند. ایران، کشوری است چند زبانه که زبان فارسی همیشه زبان همگانی (lingua franca) و رسمی آن بوده است. این سنت تاریخی که فارسی زبان رسمی و همگانی است در آینده نیز به قوت خود باقی خواهد ماند. با این وجود، به نظر ما باید زبانهای دیگر در ایران از طریق آموزش [علمی و کارشناسانه] در مدارس حفظ شوند. اگرچه ما در حال حاضر از داشتن مربیان آموزشدیده برای دیگر زبانها محروم هستیم ولی باید طبق قانون، آموزش زبان مادری در مدارس به طور واقعی – نه نمادین و برای رفع تکلیف- تدریس شوند. پافشاری ما بر تدریس زبان مادری هم جنبه فرهنگی دارد و هم جنبه اقتصادی و در راستای منافع ملی ایران است. به دلیل حساسیت و پیچیدگی این مسئله، اندکی روی آن مکث میکنیم.
در جهان کنونی هماکنون حدود هفت هزار زبان وجود دارد که هر دو هفته یک زبان از بین میرود. تا پایان سده حاضر، نیمی از زبانهای کنونی از بین خواهند رفت. به دلایلی که در زیر گفته میشود، ما به عنوان ایرانی نباید اجازه بدهیم که این یا آن زبان در ایران از بین برود.
ایران به طور طبیعی یک محیط چند زبانه است. شاید خواننده اندکی شگفتزده شود اگر بگوییم که درست به همین دلیل، ایران از بزرگترین و کارآمدترین سرمایه انسانی برخوردار است و این سرمایه از نظر ما در رأس همه سرمایههای دیگر قرار دارد، حتا نفت و گاز و مس و غیره، از نظر سودمندی اقتصادی، فاصله زیادی با این سرمایه انسانی دارند.
چرا چند زبانه بودن ایران، بزرگترین سرمایه آن است؟
زبان یکی از پیچیدهترین فرآیندهایی است که مغز انسان را به گونهای مستقیم تحت تأثیر خود قرار میدهد. زبان رابطه مستقیمی با عصبشناسی (مغز) دارد، زیرا پدیدهایست پویا که همواره در «آشوب و نظم» بهسر میبرد. امروز برای بسیاری از عصبشناسان روشن شده است که انسانها چندزبانه نسبت به انسانهای تک زبانه از امتیازات بسیار بیشتری برخوردار هستند. این افراد از «انعطافپذیری شناختی» بسیار بالایی برخوردارند و خیلی راحتتر میتوانند همزمان از پس وظایف گوناگون برآیند، زیرا مغز آنها عادت کرده که از این زبان به زبان دیگر «بپرد». از سوی دیگر، «عملکرد اجرایی مغز» آنها بسیار فعالتر است، به اصطلاح قشر پیشانی (Prefrontal Cortex) آنها که مسئول برنامهریزی، تمرکز، مدیریت تکالیف همزمان و مهار پاسخهای نامناسب است، شدیداً فعال است. در کنار اینها، افزایش خلاقیت و تفکر متنوع، افزایش توانایی آنها در درک دیدگاههای دیگران و افزایش هوش هیجانی (Emotional Intelligence) و سرآخر، کاهش خطر بیماریهای عصبی مانند آلزایمر.
در حال حاضر، یک بخش از موفقترین انسانها، انسانهای چندزبانه هستند. بسیاری از آنها، طبق تصمیم خانواده از همان کودکی، چندزبانه تربیت و پرورش یافتهاند؛ که البته شوربختانه در بسیاری موارد، تحت فشار رخ میدهد. بهترین نمونه، از یک فرد چند زبانه (در محیط مصنوعی)، جان استوارت میل، متفکر سده ۱۹ است. پدرش، جیمز میل که اقتصاددان، فیلسوف و تاریخنگار بود و پیرو مکتب «فایده / سودگرایی» (Utilitrianism) بود، از همان آغاز کودکی جان، به او زبانهای کهن یونانی، آلمانی، فرانسوی و … را یاد داد. به گونهای که جان در سن ۱۲ سالگی بخشهایی از کانت را برای پدرش از آلمانی به انگلیسی ترجمه کرد. ولی محیط زندگی جان استوارت یک محیط طبیعی نبود بلکه پدرش به طور مصنوعی ایجاد کرده بود. به همین دلیل، علیرغم کارهای و آثار بزرگ جان استوارت، او شدیداً از نظر عاطفی و روانی تحت فشار بود و رنجهای روحی فراوانی متحمل شد.
در ایران، یک محیط طبیعی چند زبانه وجود دارد. در کنار فارسی به عنوان زبان رسمی و همگانی، زبانهای مادری هستند که باید به طور حرفهای و کارشناسانه تدریس شوند و در کنار آن، از منظر توسعه اقتصادی که بنگریم، زبانهای انگلیسی، چینی و عربی برای ما از اولویت برخوردارند. نسلی که در چنین فضای چندزبانه آموزش ببیند و بزرگ شود، بزرگترین سرمایهی ایران آینده خواهد بود، آن هم در جهانی که چالشهایش هر روز پیچیدهتر میشوند و به مغزهای پیچیدهتر هم نیازمند است.


