Last Updated on: 17th فوریه 2026, 10:33 ق.ظ

ب. بی‌نیاز (داریوش)

افرادی که نسبت به انقلاب شیر و خورشید به رهبری شاهزاده رضا پهلوی بدبین هستند از لحاظ فکری متفاوت‌اند و به همین دلیل، دلایلی متفاوتی هم برای بدبینی خود ارائه می‌دهند. موضوع این نوشته پرداختن به بدبینی‌ها و «ردیه‌»های این طیف متنوع نیست. من اصل را بر این قرار می‌دهم که تمامی این طیف به یک سامانه سیاسی دموکراتیک باور دارد.

وضعیت کنونی سپهر سیاسی ایران

 امروزه به هر دلیلی هواداری از سامانه پادشاهی، ایران‌گستر شده است. این که چرا این طور شد، باز هم برای این نوشتار اهمیتی ندارد. هزاران دلیل درست یا نادرست می‌توان برای این رویکرد سیاسی-اجتماعی ایرانیان عرضه کرد. بسیاری بر این باور هستند که اگر همین فردا میان سامانه‌های سیاسی گوناگون انتخابات صورت گیرد، سامانه پادشاهی پیروز از صندوق‌های رأی بیرون خواهد آمد که بی‌پایه هم نیست.

من خود را بارها و بارها جای بدبین‌ها گذاشتم و از خودم پرسیدم اگر من در چنین شرایطی قرار می‌گرفتم، چه سیاستی در پیش می‌گرفتم. پس از ساعت‌ها فکر و اندیشه متوجه شدم که پاسخ این پرسش میلیاردها بار در طبیعت و جوامع انسانی داده شده است: اصل فرگشت (Evolution).

فرگشت، ذاتِ زندگی است. فرگشت یعنی راز بقا یعنی توانایی سازگاری با شرایط نوین. به زبان ساده فرگشت یعنی توانایی برای سازگاری با شرایط پیش‌بینی‌نشده نوین. هیچ پدیده‌ای در جهان به هنگام سازگاری خود با شرایط نوین، همه صفات و خصوصیات خود را از بین نمی‌برد، بلکه فقط بخش‌ها یا جنبه‌هایی از خود را ویران می‌کند تا بتواند با سازگاری خود با محیط نوین، گوهر و بنیان خود را حفظ کند. تاریخ طبیعت و انسانی سرشار از چنین روندهاست.

ما در تاریخ (چه طبیعی و چه انسانی) چیزی به نام «بن‌بست» نداریم؛ در زیست‌شناسی چنین است که یک موجود زنده تا زمانی که می‌تواند خود را با شرایط نوین تطبیق دهد، به بقای خود ادامه می‌دهد. اگر نتواند تطبیق بدهد به بن‌بست نمی‌خورد، منقرض می‌شود.  بن‌بست یک محصولِ ذهنی [غیرواقعی] است، کسی به بن‌بست می‌رسد که همواره تلاش می‌کند واقعیت را با قد و قواره ذهنیت [ایدئولوژی] خود سازگار کند به عبارتی، تغییرات و دگرگونی‌های پیرامونش را آگاهانه یا ناخودآگاه نمی‌بیند یا نمی‌تواند ببیند.

خود را برای فردا آماده کنیم

من یک پادشاهی‌خواه لیبرال هستم. پادشاهی پارلمانی را بهترین سامانه سیاسی برای ایران می‌دانم. شکی ندارم که اگر در فردای آزادی ایران، برای تعیین نوع سامانه سیاسی انتخابات [رفراندوم] صورت گیرد، پادشاهی بیشترین رأی را خواهد آورد. ولی کدام پادشاهی؟ به باور ما تنها سامانه‌ای که می‌تواند در ایران یک دموکراسی پایدار بوجود بیاورد، سامانه پادشاهی پارلمانی است. یعنی سامانه‌ای که در قانون‌ اساسی‌اش وظایف پادشاه / ملکه را فقط به عنوان نماینده وحدت ملی و میراث‌دار فرهنگ ایران تعریف کند و راه هر گونه دخالت در امور حکومتی (governmental affairs) را با نص صریح ببندد. این مبانی حقوقی تضمینی است برای این که قدرت سیاسی در دست یک نفر متمرکز نشود. چیزی که بسیاری – از جمله گروه ما- خواهان آن است. امروزه در علم سیاست به چنین پادشاهی‌ها، جمهوری تاجدار نیز می‌گویند. در همه پادشاهی‌های پارلمانی، قدرت در دست پارلمان است، درست مانند جمهوری پارلمانی (آلمان و اسرائیل). آیا مخالفان پادشاهی حاضرند به یک سامانه سیاسی مانند ژاپن، سوئد، هلند و … رأی بدهند یا پشتیبانی کنند؟ یا چیز دیگر می‌خواهند؟

زمانه کنونی آخرین شانس برای همه نحله‌های سیاسی مخالف پادشاهی است (وگرنه منقرض خواهند شد) که می‌توانند بخش بزرگی از خطاهای ایدئولوژیک، تاکتیکی و استراتژیک خود را از کارنامه سیاسی خود پاک کنند. چرا وظیفه عاجل ما باید جا انداختن اندیشه «پادشاهی پارلمانی» باشد؟ چون تنها شرایطی خواهد بود که همه احزاب و سازمان‌های سیاسی می‌توانند عرض اندام کنند یعنی همان آزادی‌های سیاسی و عدم تمرکز قدرت در دست یک فرد که همه نیروهای دموکراتیک ایران خواهان آن هستند. شاهزاده رضا پهلوی از همان آغاز «سیستم‌محوری» را در برابر «فرد محوری» گذاشته است. به اصطلاح به زبان بی‌زبانی گفته است که چه نوع «پادشاهی» را در ذهن خود دارد. ولی شاهزاده رضا پهلوی به نیروی اجتماعی نیاز دارد تا بتواند این رویکرد سیاسی (پادشاهی پارلمانی) را در میان هواداران بسیار گوناگون خود جا بیندازد. امروز وظیفه هر فرد دموکراتی است که با گسترش اندیشه پادشاهی پارلمانی، شاهزاده رضا پهلوی را در این مسیر یاری برساند، برای یک ایران دموکراتیک که فرزندان و نوه‌های ما بتوانند بدون دغدغه و نگرانی یک زندگی معمولی و راحت داشته باشند. این فرصت را از دست ندهید!

«مانیفست پادشاهی پارلمانی» [گروه همای 84]