نویسنده: محسن بنائی (متولد ۱۳۴۴، ایران)
گردآوری و مرور: محمدرضا رضایی
مدت زمان خوانش: حدود دوازده دقیقه
پیشگفتار: سفری فراتر از تیترهای خبری
دنیای ادبیات سرشار از سفرنامههاست، اما اندک آثاری هستند که بتوانند موضوعی چنین سیاسی و احساسی را با کنجکاوی شخصی یک مسافر بهخوبی درهم آمیزند. کتاب شالوم اسرائیل نوشتهی محسن بنائی فراتر از توصیف جغرافیایی مکانهاست؛ سفری است به ژرفای تاریخ، به لایههای تاریک کشمکشهای انسانی و به پیچیدگی حیرتانگیز هویتها در میدان تنش ملیت، مذهب و تجربه فردی.
این اثر در آغاز با نام اسرائیل به روایت ایرانی (Israel auf iranisch) به زبان آلمانی نگاشته و این چکیده و سنجش از متن آلمانی برگزیده شده است. این کتاب سپس با ترجمه روان مرجان گرکانی به فارسی برگردانده شد. در روزگاری که شکافها ژرفتر شدهاند، خواندن این کتاب کمک بزرگی در راه روشنگری است.
بنائی، پزشکی ایرانیتبار که سالهاست در آلمان زندگی میکند، نه به عنوان سیاستمدار یا کنشگر، بلکه به عنوان انسانی که روایتهای سادهانگارانه زادگاه خود را به چالش میکشد، به این سفر رفته است. کتاب او عملی جسورانه در راستای گفتوگو در عصر یکسویهگویی است؛ خواننده را وامیدارد که از قالبهای سیاهوسفید آسان بیرون آید و با واقعیت دشوار اما راستین خاکستری روبهرو شود. وی در درازای زمان نستوه و با عشق فراوان به آماجش کتابی بسیار پرارزش ارائه میدهد. با ژرفنگری، تأمل، گردآوری فاکتها و گشایش پرسشهایی که قرنها سربهمهر بودند، گامی نوین در نگاه به تاریخ برمیدارد.
محتوای کتاب: کاوشی چندلایه
۱. سفر بهعنوان آینه کشمکشهای درونی و بیرونی
سفر بنائی در اسرائیل و سرزمینهای فلسطینی با دقتی چشمگیر طراحی شده تا تصویری فراگیر ارائه دهد. توصیفهای او از تلآویو سرشار از انرژی یک کلانشهر مدیترانهای مدرن و آزاداندیش است که به هنر، فرهنگ پویا و پیشرفت فناوری خود میبالد. با این همه، حتی در این جزیره ظاهراً آرام، نزاع و کشمکش بهروشنی دیده میشود؛ چه در هیئت جوانان مسلح در خیابانها و چه در گفتگوهای کنار ساحل که سرانجام به سیاست ختم میشود.
تضاد هنگامی آشکارتر میشود که نویسنده وارد اورشلیم میگردد. در اینجا تاریخ همچون حضوری سنگین و ملموس بر فضا سایه افکنده است. او مکانهای مقدس سه دین ابراهیمی را نه صرفاً جاذبههای گردشگری، بلکه کانونهای زلزلههای سیاسی و اجتماعی توصیف میکند: دیوار ندبه، گنبد صخره، کلیسای مقبره مقدس – هر سنگی از دعاها، جنگها و اشکهای قرنها سخن میگوید. نویسنده تنش و شکوه و در عین حال دعاوی حلنشده را در کوچههای تنگ شهر قدیم حس میکند.
اقامت او در مناطق فلسطینی، بهویژه در شرق اورشلیم، تصویری از کرامت انسانی در دل بیآیندگی به دست میدهد. او از تحقیرهای روزمره در ایستهای بازرسی، محدودیتهای اقتصادی و فضای خفقانآور زندگی میگوید. با این حال، مردم این دیار را نه قربانیان منفعل، بلکه افرادی با پیوندی ژرف به سرزمینشان، طنزی گزنده و مهماننوازی شگفتانگیز نسبت به یک ایرانی – که شاید انتظار دشمنی داشته باشند – معرفی میکند.
۲. بُعد شخصی: سفر دو نفره بهعنوان نقطه قوت روایت
حضور سحر، همسر بنائی، عنصر روایی مهمی است. او صرفاً همراهی در سفر نیست؛ لنگر عاطفی، همسخن نقاد و گاه وجدان بیدار نویسنده است. گفتوگوهای آنها، واکنشهای متفاوتشان به یک موقعیت، تصویری چندبُعدیتر از رخدادها به خواننده میدهد. سحر نقش نماینده خواننده را دارد، پرسشهایی را مطرح میکند که خواننده نیز ممکن است بپرسد و هوشمندی عاطفیاش رویکرد تحلیلی بنائی را کامل میکند.
شغل او به عنوان عکاس حرفهای بُعدی تلخ به روایت میافزاید: هزاران عکسی که گرفته اما در کتاب چاپ نشدهاند، نمادی است از آنچه واژهها بهتنهایی قادر به ثبتش نیستند. نبود این تصاویر، خواننده را وادار میکند صحنهها را با نیروی تخیل و از خلال نثر بنائی زندهتر بسازد. این تصمیم، آگاهانه یا ناآگاهانه، خواندن کتاب را فعالتر و پرچالشتر میکند.
۳. مهارت زبانی و ترجمه فرهنگی
بزرگترین توانایی نویسنده در «ترجمه فرهنگی» اوست. او تنها مناظر و مردمان را شرح نمیدهد، بلکه ذهنیتها را نیز میگشاید. نثرش روشن و بیپیرایه است و در لحظات اوج احساسی رنگی شاعرانه میگیرد. نثر کتاب به دلیل تنوع زبانیاش جذاب است. برخی واژهها و اصطلاحات برای من تازگی داشتند و با ظرافت خود، غنای فرهنگی و ادبی متن را افزایش میدهند. این ظرافتهای زبانی، نشاندهنده عمق فرهنگیای است که او در اثرش به کار گرفته است.
بهرهگیری وی از مفاهیم فارسی برای توضیح واقعیتهای اسرائیلی و دقت آلمانیوارش در نظمبخشی به روندهای تاریخی، کتاب را به پلی میان فرهنگها بدل کرده است.
۴. تأملات عمیق: میان امید و نومیدی
بخشهای نقلشده از کتاب، هسته کشمکش درونی نویسنده را آشکار میکنند. جمله تحریکآمیز او: « مرا یک صیونیست بدانید…» اعلام جنگ سیاسی نیست، بلکه بیان اعتراض عمیق او به محکومیتهای کلینگر است. او علیه غریزه تقلیلگرایی میشورد، غریزهای که در ایران نیز بهخوبی میشناسد: غریزه اهریمنسازی از یک ملت.
صحنه پر اثر دیدار با پیرمرد فلسطینی و ماجرای ایست بازرسی در اوج هنرمندی ادبی است. اینجا بنائی تراژدی یک ملت را با رنج شخصی یک فرد درمیآمیزد. واکنش شخصی او – پناه بردن به ویسکی و سیگار – او را انسانی و آسیبپذیر نشان میدهد. او مدعی بیطرفی نیست؛ بلکه آشکارا درماندگیاش را در برابر رنج تجربهشده بیان میکند. این صداقت بزرگترین قوت کتاب است.
تصاویر پایانی کتاب – «پرسشهای تازه» و سیاست بهسان «دیسکویی با سگ جهنمی در آستانه» – راهحلهای امیدوارکننده نیستند، بلکه دریافتهایی تلخ اما خردمندانهاند: پاسخهای ساده برای مسائل پیچیده غالباً غلطاند و کنشگری بهای گزافی دارد.
۵. ارزیابی و نقد
۵.۱ نبود تصاویر: انتخابی آگاهانه؟
میتوان انتقاد از نبود عکسها را چنین دید: شاید این تصمیمی آگاهانه از سوی نویسنده یا ناشر بوده است. در مناقشهای که بهشدت با تصویر (اغلب یکسویه و تبلیغاتی) شکل گرفته، متن خالص خواننده را وامیدارد به نیروی توصیف و تخیل اعتماد کند و نگذارد تصویرهای کلیشهای تجربه شخصی نویسنده را تحتالشعاع قرار دهند. با این حال، همچنان میتوان گفت بخشی تصویری میتوانست تأثیر عاطفی کتاب را بیشتر کند.
۵.۲ دوگانگی به عنوان نشانه صداقت
دوگانگی در نگرش بنائی نقطهضعف نیست، بلکه راستترین جنبه کتاب است. این سردرگمی بازتاب حس همدلی هر انسان در آن منطقه است. سفرنامهای که تظاهر به انسجام موضع کند، بیصدق است. نوسان او میان نقد و همدلی، خشم و ستایش، صدایش را باورپذیر میکند و نشان میدهد که از پیشداوریهای خود آگاه است و با آنها میجنگد. تمایل خفیف او به اسرائیل شاید نه موضعی سیاسی، بلکه ستایشجامعهای باز است که به او امکان پرسشگری و حرکت آزادانه داده؛ در تضاد با نظام بسته زادگاهش.
نویسنده بهعنوان پلساز: جایگاه زندگینامهای
کارنامه محسن بنائی خود گواه درستی دیدگاههای کتابش است. او بهعنوان پزشک، زبان همگانی علم و درمان را نمایندگی میکند و بهعنوان ایرانشناس و زبانشناس، مرز روایتهای ملی را میشکند و به ریشهها و پیوندهای مشترک فرهنگها میپردازد. رویکرد نقادانه و مستند او نسبت به متون دینی، در فضایی آکنده از تعصب، گامی شجاعانه است؛ در سنت روشنگرانی که خرد را بر ایدئولوژی و گفتوگو را بر تقابل مقدم میدارند.
کاوش تاریخی: همزیستی دیرینه ایران و یهود
بررسی تاریخی نویسنده برای درک دیدگاه حیاتی است. تاریخ یهودی-ایرانی، همزیستی ۲۷۰۰ سالهای است که غالباً فراموش میشود. کورش بزرگ، بنیانگذار شاهنشاهی ایران، در کتاب مقدس به عنوان رهاننده یهودیان از اسارت بابل ستوده شده است. این رخداد پایهگذار دورهای از مداراست.
اهمیت «تلمود بابلی» که در قلمرو شاهنشاهی ساسانی گردآوری و نوشته شد، بیاندازه است؛ این اثر شالوده یهودیت ربانی امروزی است. یعنی کانون فکری و مذهبی یهود برای چند قرن در دل ایران بود؛ حقیقتی تاریخی که با دشمنی امروز جمهوری اسلامی با اسرائیل در تضاد آشکار است.
شرح جذب و موفقیت یهودیان ایرانی در جامعه اسرائیل – از موشه کاتساو تا شائول موفاز – نکته مهمی است: این جامعه نهتنها جذب شد، بلکه در سیاست، ارتش، فرهنگ و زندگی اسرائیل نقشآفرینی کرد و با رنگ و بوی ایرانی خود آن را غنیتر ساخت. این واقعیت، روایتهای ضدیهودی را باطل میکند و نمونهای از همافزایی هویتهاست.
جمعبندی: کتابی ضروری برای روزگار ناآرام
شالوم اسرائیل کتابی نیست که پاسخهای آسان ارائه دهد؛ کتابی است که پرسشهای درست مطرح میکند و خواننده را دعوت میکند پیشداوریهای خود را بازاندیشی کند. نویسنده ناظر بیطرف نیست؛ او شرکتکنندهای درگیر است که جانبداری خود را پنهان نمیکند و آن را به نقطه قوت روایتش بدل میسازد.
در جهانی که فریاد پاسخهای ساده و دشمنتراشی هر روز بلندتر میشود، این اثر فریادی آرام اما استوار به سود پیچیدگی، همدلی و گفتوگوست. یادآور میشود که پشت هر تیتر خبری و شعار سیاسی، انسانهایی واقعی با داستانهای شنیدنی هستند. شالوم اسرائیل نه تنها سفرنامهای جغرافیایی، بلکه دعوتی به نگرشی انسانی است: نگرش شنیدن و فهمیدن، بهویژه در سختترین شرایط.
با وجود تجربیات منفیای که بنائی در اسرائیل داشته است، او همچنان خوشبین است. در جایی از کتاب مینویسد:
«مرا یک صیونیست بدانید، اما اگر کسی ادعا کند که اسرائیلیها بیادب هستند، با چکمههای کوهنوردیام به صورتش میپرم!»
این جمله، که در نگاه اول ممکن است تهاجمی به نظر برسد، نشاندهنده توانایی او در دیدن خوبیها در انسانها و کوچک شمردن تجربیات منفی است. به نظر من، این نشاندهنده بلوغ شخصیتیای است که بسیاری هرگز به آن دست نمییابند.
در جای دیگری، او یک دیدار تأثیرگذار را اینگونه توصیف میکند:
«اگر میشد به کلمات جسمی بخشید، آن پیرمرد فلسطینی در آن لحظه، تجسم کامل واژه تراژدی بود. وقتی دیگر طاقت نیاوردیم و خواستیم به هتل برگردیم، از کنار یک ایست بازرسی گذشتیم که در پشت آن بازار بستهای قرار داشت و عدهای از اعراب در آنجا جمع شده بودند و اعتراض میکردند، در حالی که پلیس سواره با اسبهای ترسناکشان آنها را کنترل میکردند…
نگاههای ناامیدانه صاحبان مغازهها، حال و هوای افسرده کسانی که شکست را به یادشان آورده بودند، و پیرمردی که تمام تراژدی فلسطین را در یک نگاه بازتاب میداد، همهی اینها لذت بازدید از شهر را از من گرفت. به هتل رفتم، یک ویسکی دبل سفارش دادم، بعد از بیش از یک سال سیگاری روشن کردم و گذاشتم روح آزردهام با آن آبِ سوزان اسکاتلندی مدهوش شود. بعد زود به رختخواب رفتم و به سحر و گفتوگویمان در دریای مرده درباره رنج فلسطینیان فکر کردم.
در بسیاری از موارد، فلسطینیان محق هستند. اما آیا عدالت را نیز تجربه میکنند؟
در حاشیه
دکتر محسن بنائی، متخصص ارتوپدی و جراحی حوادث، علاوه بر فعالیتهای پزشکی، در رشته ایرانشناسی و زبانشناسی نزد پروفسور الفنباین در ماینتس تحصیل کرده است. علاقه او به تاریخ و رویکرد انتقادیاش به روایات تاریخی و مذهبی، او را به اندیشمندی روشنگر تبدیل کرده است. بنائی وقایع و متون، مانند قرآن، را همواره بر اساس شواهد مستند بررسی میکند و نه از طریق روایتهای رمانتیک یا قهرمانسازانه. وی رویدادها را نه تنها از درون به برون، بلکه از برون به درون هم بررسی و پژوهش میکند. برای نمونه قرآن را از راه دادهها و نوشتههایی که در خود کتاب موجود است واشکافی کرده و به برآمدهایی تا امروز ناشناخته دست مییابد. دکتر بنائی روشنگری به گونه دانش و پژوهشی، شیوهای که در بررسی دین و تاریخ تازگی دارد را، نونگری میکند.
این کتاب را به همه کسانی که جویای درک روشنتری از مناقشه اسرائیل – فلسطین و خواستار رمانی کوتاه و خواندنی هستند توصیه میکنم.



