Last Updated on: 14th آگوست 2025, 03:12 ب.ظ

سخنی با خوانندگان: این نوشتار یکی از ۱۸ نوشتاری است که فصلنامه «شهریور» زیر عنوان «ما و بنی اسرائیل» منتشر کرده است. شما می توانید همه نوشته ها را در یک فایل در فرمت پی دی اف از سایت شهریور دانلود کنید: شهریور – فصلنامهٔ نظری-سیاسی

ب. بی‌نیاز (داریوش)

 اگر نگاهی سرسری به تاریخ یهودیان در جغرافیای ایران بیندازیم آن‌گاه دیگر گزاره‌ی «درهم‌تنیدگی یهودیت و ایرانیت» نه تنها شگفتی برنمی‌انگیزد بلکه طبیعی جلوه می‌کند. یهودیان در هیچ کشوری مانند ایران رگ و ریشه ندارند. در واقع یهودیان، پاره‌ای از ایران هستند. باز جای شگفتی نیست که ایران برای یهودیان جهان همیشه جایگاهی ویژه و حتا مقدس دارد. ولی واقعاً چرا ایران برای یهودیان جهان این‌چنین ویژه و مقدس‌گونه است؟

نخستین فکری که از ذهن خواننده می‌گذرد، آزادسازی اسیران یهودی در بابل توسط کورش بزرگ است که در سال 539 پیش از میلاد رخ داد. ولی این، همه قضیه نیست، حتا آغاز آن هم نیست. بسیاری بر این پندار هستند که یهودیان از زمان رهائی‌شان توسط کورش وارد جغرافیای ایران شدند. این گزاره نادرست است. برای روشن شدن اندکی به عقب بازگردیم:

پادشاهی اسرائیل (سامریه) در حدود سال 720 پیش از میلاد توسط امپراتوری آشور فتح و نابود شد ولی پادشاهی یهودیه توانست چندین دهه دیگر به عنوان خراجگزار آشور و سپس بابل تاب بیاورد. سرانجام پادشاه بابل بخت‌النصر در سال 587 پیش از میلاد یهودیه و معبد سلیمان را نابود و یهودیان اسیر را به بابل انتقال داد. زمانی که اسیران یهودی وارد بابل شدند برای جلوگیری از تمرکز جمعیتی این نورسیدگان، بخشی از آن‌ها به جغرافیای کنونی ایران یعنی شوش و همدان کوچ داده شدند. پس از نابودی عیلامیان در سال 645 پیش از میلاد توسط آشوریان (آشور بانیپال) عملاً قلمرو عیلامیان میانِ بابلیان یا اقوام پارس که پیشتر در انشان (حدود ایذه کنونی) یکجا نشین شده بودند دست به دست می‌شد. به هر رو، بخشی از یهودیان اسیر توسط بخت النصر بابلی، به شوش و همدان فرستاده شدند یعنی چند دهه پیش از آن که کورش بزرگ به پادشاهی برسد. دانیال که به دانیال نبی شهرت دارد پیش از برآمد کورش به آن‌جا فرستاده شده بود و آرامگاه او (دانیال نبی) در شوش هنوز پابرجاست.

۴۸ سال پس از اسارت توسط بابلیان، یهودیان توسط کورش بزرگ آزاد شدند و اجازه یافتند که به سرزمین نیاکان خود بازگردند. آغاز اسارت در سال 587 و آزادسازی در سال 539 پیش از میلاد رخ داد.

پس از آزادسازیِ یهودیان اسیر در بابل، فقط بخش کوچکی از آن‌ها به سرزمینِ نیاکان خود بازگشتند ولی بخش بزرگی از آن‌ها وارد هسته جغرافیایی ایران شدند. از آن‌جا که یهودیان زیر چتر حمایتی شاهان و فرماندهان نظامی ایرانی بودند، تلاش می‌کردند تا آن‌جا که ممکن بود نزدیک پایتخت یا پایتخت‌های شاهان آبادی‌های خود را برپا کنند.

یهودیان آزادشده بابل به تدریج در دو مسیر اصلی حرکت کردند: در مسیر اکباتان (همدان کنونی) و شیراز کنونی (تخت جمشید) که بعداً به پایتخت نخست هخامنشیان تبدیل گردید. و در این مسیرها بود که بخش‌هایی از آن‌ها مکان‌هایی را برای زندگی تشخیص دادند و همان‌جا مستقر شدند.

یهودیان در درازنای تاریخ در شهرهای همدان، نهاوند، گندی‌شاپور، شوش، تستر، قهستان، جرجان، یهودیه (اصفهان)، بوشهر، مشهد، بوکان و آذربایجان اسکان کردند. برای پرهیز از بلند شدن این نوشتار فقط به سه شهر اصلی که یهودیان در آن‌جا زندگی می‌کردند، اشاره می‌شود: یهودیه (اصفهان)، همدان و کاشان.

همان‌گونه که ترک‌ها در مجموع بیشتر در جغرافیای ایران زندگی کرده‌اند تا ترکیه (عثمانی و ترکیه امروز)، می‌توان گفت که اکثریت جمعیت یهودیان بیش از آن که در منطقه سامریه و یهودیه [که بعدها توسط رومی‌ها فلسطین نامیده شد] زندگی کرده باشند در ایران زندگی کردند (از سال 567 تا انقلاب اسلامی 1979 میلادی یعنی 2546 سال). یهودیان به ایران به عنوان میهن خود می‌نگریستند و تلاش می‌کردند که خاطرات گذشته خود از «سرزمین مقدس» را در جغرافیای ایران متحقق کنند.

شهر یهودیه

شهر یهودیه بخش بزرگ و اصلی اصفهان کنونی را تشکیل می‌دهد. «منشاء این شهر به حکومت هخامنشی و مهاجرت یهودیان بابل به دستور کورش برمی‌گردد. نقطه‌ای که یهودیان در آن ساکن شدند. تا سده پنجم هجری به آن یهودیه یا دارالیهود می‌گفتند». پیش از آن که ژرف‌تر وارد موضوع بشویم نیاز است که به دو سه مفهوم توجه کنیم: خوره یا کوره از واحدهای جغرافیایی و به معنای بخشی از ایالت است که شامل چندین رستاق است. رستاق معربِ «روستاک» پهلوی است و به معنی دهستان (در تقسیم‌بندی کشوری) است. از این رو، خوره واحدی بزرگ‌تر از رستاق و کوچک‌تر از ایالت است. اصفهان یکی از خوره‌های ایالت جبال بوده است (خوره اصفهان).

(منبع تصویر: مقاله نوری فشارکی شماره ۲ منابع)

کلاً شهر اصفهان از ترکیب دو شهر یهودیه و جی (گِی) تشکیل شده است. طبق ارزیابی مورخان، یهودیه مدتها پیش از شکل‌گیری جی (یا گی) شکل گرفته بود. فاصله جی و یهودیه چیزی حدود 3.2 کیلومتر بود ولی هر کدام یک مجموعه شهری مستقل بوده است. همان‌گونه که در بالا گفته شد یهودیان پس از رهایی از اسارت بابل به سوی هسته جغرافیایی ایران کوچ کردند. میانِ سال‌های 535-524 پیش از میلاد مهاجرت‌های بزرگی از جنوب بابل به سوی شوش، اهواز، پاسارگاد و اکباتان (همدان) صورت گرفت. بخشی از یهودیان در مسیر خود به سوی استان فارس (تخت جمشید)، منطقه اصفهان کنونی را مانند سرزمین نیاکان خود احساس کردند و همانجا ماندند. یهودیان به این منطقه «اشکهان» (واژه عبری یعنی «در این‌جا می‌نشینیم») می‌گفتند. این، آغاز شکل‌گیری شهر یهودیه بود. یهودیه از چندین روستا مانند خورجان، سنبلان، کماآن، اشکهان، یوان و خوشینان تشکیل می‌شد. شکل‌گیری شهر جی یا گِی که در همجواری یهودیه قرار داشت، اساساً توسط پیروان ادیان دیگر بویژه زرتشتی‌ها صورت گرفت. به تدریج، خوره اصفهان شکل گرفت که از دو شهر یهودیه و جی تشکیل می‌شد. این دو شهر هم به دلیل حمایت‌های دولتی و هم به دلیل رقابت‌های اقتصادی بسیار پر رونق بودند. البته باید گفت که گاهی به دلیل حمایت‌های دولتی تعادل اهمیتیِ این دو شهر به هم می‌ریخت و برای یک دوره، یا یهودیه یا جی به لحاظ اقتصادی و سیاسی دست بالا را داشت. برای نمونه در دوره یزدگرد اول (399-420 میلادی) که همسرش، شوشادخت، یهودی بود، یهودیه شدیداً مورد حمایت قرار می‌گرفت. یهودیان، این شهر را طبق سرزمین نیاکانی خود در سرزمین مقدس، یهودیه ( יהודה/ Iudæa) نامیدند. زیرا بر این نظر بودند که دیگر هیچگاه به سرزمین نیاکانی خود باز نخواهند گشت.

همان‌گونه که گفته شد به احتمال قوی شهر یهودیه در سال‌های ۲۰ سده ۵۰۰ پیش از میلاد پایه‌ریزی شد. این شهر در کنار شهر جی در طول تاریخ گسترش یافت و از اهمیت اقتصادی-سیاسی بزرگی برخوردار گردید. هزار سال پس از شکل‌گیری شهر یهودیه، ایران به دست عرب‌ها افتاد. امروزه ما می‌دانیم که این عرب‌ها هنوز مسلمان نبودند و پیرو مسیحیت شرق بودند (عمدتاً نستوری و بعضاً یعقوبی یا منوفیزیت). پس از شکل‌گیری حاکمیت عرب‌ها در ایران، وزنه سیاسی-اقتصادی شهر جی بیشتر گردید. ولی با ورود امرای آل‌بویه و به قدرت رسیدن آن‌ها، مرکزیت خوره اصفهان تغییر کرد. «امرای آل‌ بویه و آل کاکویه برخلاف آل زیار که در جی سکونت می‌کردند، از همان ابتدا تصمیم به اقامت در شهر یهودیه گرفتند و برای آن دروازه‌ها و دیوار شهر را ساختند.»

در زمان ساسانیان به یهودیه، «جهودانک» می‌گفتند، نام دیگرش «کوجهودان» یا محله یهودیان بود. لازم به یادآوری است که شاپور دوم ساسانی در گسترش و توسعه یهودیه نیز سهم بسزایی داشت. برخی از مورخان بر این نظرند که این پادشاه در سال‌‌های 364 و 365 گروهی از یهودیان ساکن ارمنستان را به یهودیه انتقال داد. یهودیه یک مرکز اقتصادی-تجاری مهم به شمار می‌رفت. باشندگان این شهر در کنار کشاورزی و دامداری به کارهایی مانند حجامت، دباغی، گازری، قصابی و … مشغول بودند.

با قدرت‌گیری صفویان و سرازیر شدن آخوند‌های جبل عامل (جنوب لبنان) و آغاز پروژه‌ی تغییر دین ایرانیان از سنی (حنفی) به شیعه دوازده امامی، دوران طلایی یهودیان در ایران عملاً به پایان رسید. شیعه امامیه‌ی لبنانی توانست طی دو سه دهه با خشونت هر چه تمام‌تر مردم ایران را که بیش از ۷۰ درسد سنی بودند به اجبار به شیعه تبدیل نمایند. همین خشونت باعث شد که بخش بزرگی از یهودیان ایرانی و زرتشتیان ایران را ترک کنند. یهودیان به مناطقِ متعلق به عثمانی پناه بردند و زرتشتیان به سوی هند رهسپار شدند. با به هم پیوستن یهودیه و جی و شکل‌گیری شهر اصفهان، یهودیه تبدیل به یکی از محله‌های اصفهان گردید که با نام‌های جوباره، جهودباره، جهانباره، جویباره در منابع گوناگون آمده است ولی واژه جوباره [جویباره] بیشتر رایج است.

همدان

یهودیان همدان به یهودیانی گفته می‌شود که حدود سال 586 پیش از میلاد به بعد یعنی پس از تسخیر اورشلیم به دست بخت‌النصر وارد شهر همدان شدند. بعدها که همدان به پایتختِ دوم هخامنشیان تبدیل گردید، جمعیت یهودیان در این شهر رو به افزایش نهاد. از همین جا، یهودیان به شهرهایی مانند قروه، ملایر و روستاهای سامن کوچ کردند و در آن‌جا برای خود، آبادی‌های یهودی‌نشین پایه‌ریزی کردند.

از منظر جامعه‌شناختی یهودیان همدان اندکی از یهودیانِ یهودیه متفاوت بودند. جامعه یهودیان همدان، بویژه پس از آن که آرامگاه استر و مُردخای در آن‌جا قرار گرفت، به یک شهر به اصطلاح «روشنفکری» یهودیان تبدیل گردید. یهودیان نه تنها در کشاورزی، گله‌داری، قماش‌ فروشی و عطاری فعال بودند بلکه بخشی از آن‌ها در مشاغل اداری و پزشکی مشغول به کار بودند.

یهودیان همدان به زبان فهلوی سخن می‌گفتند، البته خودشان نام این زبان را «راجی» می‌گفتند. یهودیان طبق سنت خود، زبان عبری می‌دانستند ولی نمی‌توانستند به زبان فارسی آن زمان بنویسند. به همین دلیل، آن‌ها نوشته‌های فارسی خود را به خط عبری می‌نوشتند که به آن «فارسیهود» می‌گفتند.

کاشان

مهاجرت یهودیان به شهر کاشان، با دیگر شهرهای ایران متفاوت است. این شهر در حقیقت محل اقامت یهودیان رانده شده از اسپانیا در دوران تفتیش عقاید در آن کشور است (1478-1834 میلادی). یدیدیا شوفط، خاخام اعظم یهودیان ایرانی‌تبار، که در سال 1908 در کاشان زاده و در سال 2005 در لس آنجلس درگذشت، در خاطرات خود می‌نویسد:

«حدود ۵۰۰ سال پیش که ۳۰۰ هزار از یهودیان را بدون هیچ آذوقه و پوشاک، با منتهای بدبختی از اسپانیا بیرون کردند، به ایران مهاجرت کردیم.»

این بخش از یهودیان هم اندکی با یهودیان همدان و یهودیه متفاوت بودند. در واقع این یهودیان برای دیگر یهودیان ایرانی، مهاجر به شمار می‌رفتند و تلاش می‌کردند که خاطرات دینی گذشتگان خود در اورشلیم را زنده نگه دارند. به مرور زمان تمرکز جمعیتی یهودیان- بویژه یهودیان مهاجر اسپانیایی- در این شهر افزایش یافت، به گونه‌ای که بعدها کاشان را «اورشلیم کوچک» می‌نامیدند.

زبانِ یهودیانِ کاشانی گویشی از زبان‌های ایرانِ مرکزی است. هنوز این گویش در روستاهای ناحیه کاشان در میان مسلمانان رواج دارد.

پایان‌بندی

پیشینه‌ی یهودیان در ایران به پیش از آزادسازی آن‌‌ها از اسارت بابل توسط کورش بزرگ بازمی‌گردد. از این رو، یهودیان بخشی جداناپذیر از این ایران بوده‌اند و هستند. یهودیان نه تنها در تار و پود اقتصادی-اجتماعی ایران تنیده شده بودند بلکه در حوزه سیاست همواره نقشی برجسته داشته‌اند. از ازدواج خشایارشا با اِستر تا ازدواج یزدگرد نخست با شوشادخت یهودی. بهرام گور، فرزند مشترک یزدگرد نخست با شوشادخت نخستین پادشاه یهودی در ایران است. زیرا انتقال یهودیت نه از طریق پدر بلکه مادر صورت می‌گیرد. به همین دلیل، در تواریخ یهودی، بهرام گور پادشاه یهودی در ایران به شمار می‌رود.

یهودیان از همان آغاز شکل‌گیری نخستین دولت و امپراتوری در ایران، در این مرز و بوم حضور داشتند. بنابراین، شگفت‌انگیز نیست که این همزیستی میان یهودیان و اقوام ایرانی، آرام آرام منجر به این شد که در میان یهودیان (بسته به منطقه‌ای که در آن زیست می‌کردند) گویش‌های گوناگونی تکوین یافت: گویش یهودیان اصفهان، گویش یهودیان یزدی، گویش راجی در همدان، گویش یهودیان کاشان؛ و در منطقه کردستان و بویژه کرمانشاه، یهودیان به زبان جبلی و در آذربایجان به زبان لشان‌ددان سخن می‌گفتند. از منظر زبان‌شناسی، شکل‌گیری زبان‌ها و یا گویش به سده‌ها نیاز است. و این خود نشان از پیشینه‌ی بسیار دراز یهودیان در ایران است. از سوی دیگر، گفتنی است که نخستین نوشته‌های فارسی به نظم و نثر نه به خط کنونی بلکه به خط عبری نوشته شده‌اند. این نوشته‌ها در بامیان، قاهره و چین به دست آمده‌اند. یعنی بسیار پیش از آن که دیگر شاعران فارسی‌‌نویس و فردوسی به خط کنونی فارسی اشعار خود را سرده باشند، ما نوشته‌ها و غزل‌هایی داریم که به فارسی و خط عبری هستند. باری، نخستین متون فارسی نه به خط کنونی بلکه به خط عبری به نگارش در آمد‌ه‌اند. در آینده در نوشتاری جداگانه به این موضوع خواهم پرداخت.

آسیب بزرگی که به مردمان ایران وارد گردید با آغاز صفویه رخ داد: دعوت شاه اسماعیل صفوی از آخوند‌های جبل عامل (جنوب لبنان) به رهبری محقق کَرَکی و پروژه تغییر دین ایرانیان از تسنن به شیعه امامیه، زمانه‌ای را آغاز کرد که پیامد آن مهاجرت هزاران یهودی و زرتشتی به خارج از ایران بود. همین سرکوب‌ها بعدها یک بار دیگر در دوران قاجار از سر گرفته شد.

در حال حاضر، مهم‌ترین کشور پس از اسرائیل برای یهودیان، ایران است. برای بسیاری از یهودیان جهان، ایران بخشی از ریشه‌ی آن‌هاست نه به این دلیل که دومین زیارتگاه یهودیان در ایران است بلکه به دلیل هزاران رشته‌ای که آن‌ها را به این کشور پیوند زده است. سه زیارتگاه بزرگ یهودیان یعنی دانیال نبی در شوش، آرامگاه حبقوق در توسیرکان و آرامگاه اِستر و مُردخای در همدان پس از اورشلیم مهم‌ترین زیارتگاه‌های یهودیان جهان است.

****************************************************

منابع و کتاب‌شناسی

۱- شجاعی اصفهانی، علی: مکان‌یابی شهرهای جی و یهودیه در رستاق جی اصفهان و جابجایی مرکز قدرت تا برآمدن سلجوقیان؛ فصلنامه پژوهش‌های باستان‌شناسی، 1393

۲- نوری فشارکی، شهباز/ جاوری، محسن/ مرتضایی، محمد: پیشینه شکل‌گیری محلات اولیه شهر اصفهان در دوره تاریخی و تحولات آن در قرون اولیه اسلامی (مطالعه موردی محله جویباره). نشریه جُستارهای باستان‌شناسی ایران پیش از اسلام، جلد ۷، شماره ۲، پاییز و زمستان 1401

۳- دکتر لوی، حبیب: تاریخ یهود ایران. چاپ دوم، آمریکا، 1984

۴- انجیل عهد عتیق

۵- اچ. اچ. بن ساسون: تاریخ قوم یهود [به زبان آلمانی]، مونیخ 1980