ب. بی‌نیاز (داریوش)

اخیراً برخی از دوستان با من تماس گرفتند و نسبت به تحرکاتِ پان‌ترکیست‌های تجزیه‌طلب ایرانی احساس نگرانی خود را ابراز کردند. پس از گفتگوها به این نکته پی بردم که همگی این دوستان بر این نظرند که ترکیه و به‌ویژه جمهوری آذربایجان به رهبری الهام علی‌اف از حامیان اصلی این جنبشِ تجزیه‌طلبانه است. این دوستان شدیداً علیه علی‌اف موضع‌گیری می‌کنند و حتا تا مرز اهریمن‌سازی از او پیش می‌روند. طبعاً ما پادشاهی‌خواهان که بر تمامیتِ ارضی ایران شدیداً تأکید می‌کنیم به این روند با نگرانی و دلواپسی خاصی می‌نگریم. ولی آیا جمهوری آذربایجان به رهبری علی‌اف از منظر استراتژیک که بنگریم خواهان تجزیه ایران است؟

پاسخ منفی است، زیرا جمهوری آذربایجان خواهان تجزیه ایران نیست. آیا پاسخ منفی به این معناست که جمهوری آذربایجان این محافل تجزیه‌طلب را حمایت نمی‌کند؟ در این جا نیز باز پاسخ منفی است و باید گفت: بله، جمهوری آذربایجان در میان تجزیه‌طلبان آذری نقشِ پررنگی دارد و برای سردمدارانِ تجزیه‌طلبان ایرانی تسهیلات بوجود آورده است. پس چگونه می‌توان این رفتار «متناقض» را توضیح داد؟

برای درک این رفتار حکومتِ الهام علی‌اف باید اندکی این کشور نوپا را شناخت. جمهوری آذربایجان از سال ۱۹۹۱ پس از فروپاشی شوروی سوسیالیستی بوجود آمد، یعنی عمر این کشور نوپا فقط ۳۴ سال است. پیش از استقلال، آذربایجان یک جمهوری توسعه‌نیافته در میان دیگر جمهوری‌های شوروی سابق بود. مردم این جمهوری در زمان شوروی شدیداً مذهبی و خرافی بودند و مانند بسیاری دیگر از مردمان آن دیار هیچ چیز درباره مفاهیمی مانند دموکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون نمی‌دانستند.

درست پس از استقلال، جنگ میان آذربایجان و ارمنستان آغاز شد (1988 تا 1994). روسیه در کنار ارمنستان قرار گرفت و آذربایجان در این جنگ ۲۰ درسد از اراضی خود را از دست داد. در سالِ ۱۹۹۳ حیدر علی‌اف به قدرت رسید و توانست جنگ را در سال ۱۹۹۴ از طریق مذاکره به پایان برساند. این جنگ به کشور آذربایجان نشان داد که نمی‌توان به روسیه اعتماد کرد؛ و این بی‌اعتمادی تا هم اکنون به قوت خود باقی است. از آن پس جمهوری آذربایجان قطب‌نمای خود به سوی غرب تنظیم کرد. علی‌رغم مخالفت شدید روسیه، آذربایجان توانست در سال ۱۹۹۴ با مشارکت سرمایه‌گذاری آمریکا و اروپا یک توافق‌نامه برای احداث خط لوله باکو-تفلیس-جیهان امضا کند. باری، جمهوری آذربایجان از ترس روس‌ها به غرب و به‌ویژه ترکیه روی آورد و بعدها حتا وارد یک پیمان امنیتی با اسرائیل شد. البته علتِ اصلی نزدیکی جمهوری آذربایجان به اسرائیل، دخالت‌های نفوذی و توسعه‌طلبانه جمهوری اسلامی در آن کشور بود.

جمهوری آذربایجان حدود ۱۱ میلیون جمعیت دارد که ۸۵ درسد آن شیعه هستند و مابقی آن، ۱۵ درسد، اهل تسنن. جمهوری اسلامی ایران از همان بدو تأسیس این کشور نوپا دست به اقدامات نفوذی زد و در پی اهداف توسعه‌طلبانه خود بود. جمهوری آذربایجان عملاً در برابر یک کشور بزرگ مانند ایران که جمعیتِ آذری‌های آن نزدیک به ۱۴ میلیون (یعنی بیش از جمهوری آذربایجان) است قرار دارد. می‌توان تصور کرد که یک کشور نوپا آن هم با جمعیتِ اکثریت شیعه در کنار جمهوری اسلامیِ دخالت‌گر چه احساسی دارد: طبعاً، احساس ناامنی شدید.

جمهوری آذربایجان یک کشور سکولار است و در قانون اساسی‌اش، برخلافِ جمهوری اسلامی ایران، دین نقشی ندارد. پدرِ الهام علی‌اف یعنی حیدر علی‌اف برای مقابله با نفوذ ایران، به جای تأکید بر اشتراکاتِ دینی (یعنی شیعه بودن)، تمرکز خود را روی ملی‌گرایی ترک قرار داد. حتا او برای جلبِ حمایت ترکیه، شعارِ «یک ملت دو دولت» [یک ملتِ ترک در دو کشور] را پایه‌ریزی و گسترش داد. اساساً این شعار، در مقابله با ایرانِ اسلامی شکل گرفت، به اصطلاح یک سپر دفاعی ایدئولوژیکی بود که می‌خواست به جمهوری اسلامی بگوید: درست است که ما هم دین هستیم ولی ملی‌گرایی شعار ماست. با این وجود، جمهوری آذربایجان تلاش کرد که با همسایگانش (به جز ارمنستان) یک رابطه خوب و متعارف داشته باشد. به هر رو، هر چه تلاش‌های مخرب جمهوری اسلامی علیه این جمهوری نوپا بیشتر می‌شد، رابطه آن هم به اسرائیل نزدیک‌تر می‌گردید.

همان‌گونه که گفته شد این کشور کوچک و نوپا از یک سو با تهدیداتِ روسیه و از سوی دیگر با تهدیداتِ شدید امنیتی جمهوری اسلامی مواجه است. همین شرایط تهدیدآمیز امنیتی باعث شد که دگرگونی‌های دموکراتیک و جامعه‌ مدنی در این کشور رشد نکند و انسدادهای سیاسی برداشته نشوند. در کنار این دو تهدید، روسیه و جمهوری اسلامی ایران، از سال ۲۰۰۰ این کشور با گروه‌های اسلام‌گرای سنی هم درگیر شد. گروه‌های اسلام‌گرای سنی (مانند القاعده و سپس داعش) که در میان اهل تسنن شروع به یارگیری در این کشور می‌کردند. متأسفانه باید بگویم که هم آمریکا و هم کشورهای اروپایی این کشور را تنها گذاشتند و اگر کمک‌های نظامی و امنیتی ترکیه و اسرائیل نبود، معلوم نبود که سرنوشتِ این کشور نوپا به کجا ختم می‌شد.

جمهوری آذربایجان اشکالات سیاسی-اجتماعی فراوانی دارد که بر ناظران و دولت‌مداران آن پوشیده نیست، ولی یک چیز برای همه ناظران مشخص است و آن این است که دولت این کشور خواهان رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی می‌باشد و نیازمند یک وضعیتِ آرام و با ثبات سیاسی است، وضعیتی که نه روسیه خواهان آن است و نه جمهوری اسلامی ایران.

رفتار کنونی – تاکتیکی- جمهوری آذربایجان در برابر جمهوری اسلامی و حمایت آن از گروه‌های به اصطلاح تجزیه‌طلب یک رویکرد امنیتی برای فشار بر جمهوری اسلامی است و نه بیشتر. برخی از تحلیل‌گران ترکیه – که من نیز هم‌نظر آن‌ها هستم- می‌گویند اگر ایران به یک وضعیت متعارف سیاسی برسد، جمهوری آذربایجان آرام آرام از ترکیه دور شده و به ایران نزدیک‌تر خواهد شد. به نظر من این تحلیل درست است. ارزیابی من این است که جمهوری آذربایجان شریک استراتژیک ایران در آینده خواهد شد. این که اخیراً اردوغان اعلام کرده بود که می‌خواهد «نوروز» را به عنوان میراث فرهنگی ترک‌ها وارد گاهشمار رسمی نماید نه برای عصبانی کردن ایرانیان بود و نه کردها بلکه به این دلیل بود که می‌خواست به مردم جمهوری آذربایجان بگوید که کشور ترکیه با شما انطباق فرهنگی دارد. به اصطلاح، بازی عمونوروز اردوغان برای جذبِ مردم جمهوری آذربایجان بود که البته فقط یک نوع خودشیرینی بی‌مزه را به نمایش گذاشت.

با فروپاشی جمهوری اسلامی ایران و به قدرت رسیدن یک حکومتِ ملی در ایران، جمهوری آذربایجان بلافاصله همه حمایت‌های خود را از این محافلِ تجزیه‌طلب قطع خواهد کرد و حتا اگر ضروری باشد علیه آن‌ها اقدامات امنیتی انجام خواهد داد. حمایت‌های امروز این کشور از «تجزیه‌طلبان» صرفاً بُعد امنیتی دارد و نه سیاسی؛ به اصطلاح، ابزار فشاری است علیه حکومت اسلامی و نه علیه مردم یا کشور ایران. چون حاکمان سیاسی در جمهوری آذربایجان به خوبی می‌دانند که چه ظرفیت عظیمی برای همکاری این کشور با یک ایران دموکراتیک که بیش از ۱۴ میلیون هم‌زبان دارند، وجود دارد.

از این رو، پیشنهاد من این است که ایرانیان گرامی، به‌ویژه پادشاهی‌خواهان، به جمهوری آذربایجان به عنوان یک دوست و شریک استراتژیک بنگرند؛ دعواهای امروزی این کشور با جمهوری اسلامی است و نه با ملت ایران.

در فرصت بعدی در این باره خواهم نوشت که به چه دلایل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی،‌ جمهوری آذربایجان پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، شریک استراتژیک یک ایران دموکراتیک و متعارف خواهد بود.